نوسانهای بازار سرمایه و سیر نزولی ادامهدار آن، پای سهامداران را به رفتوآمد نزد فالگیرها باز کرده است؛ سهامدارانی که حالا و در شرایطی که یک ماه از افت بازار میگذرد، از تصمیمها و مداخلات مختلف به منظور گشایش اقتصادی و بازگشت به عقب بورس خسته و ناامید و برای پیشبینی آینده سهامهای خود دست به دامن رمالها و فالگیرها شدهاند؛ کــفبینهــایی که تنـها با یک جستوجوی ساده اینترنتی لیست بلندبالایی از شماره تلفنهای آنها به دست میآید و مدعی هستند با غیبگوییهایشان بازار سرمایه را از «کف» به سقف میرسانند. در برهکشان داغ فالگیرها همه نوع آدمی یافت میشود و مراجعهکنندگان از طبقه یا قشرخاصی نیستند؛ چرا که یکی از همین فالگیرها که میگوید درآمد ماهانهاش به 30 میلیون تومان میرسد، مدعی است که یکی از مراجعهکنندگانش رئیس بانک است و هر چند وقت یکبار برای پیشبینی وضعیت بازار سرمایه و آگاهی از آینده سهامهای خود به او مراجعه میکند.
البته رجوع به برخی از این فالگیرها به همین راحتی نیست و نیاز به مقدمات و مؤخرات بسیار دارد؛ چرا که بعضی از آنها فقط به واسطه دوست و آشنایانشان مشتری میپذیرند و غریبهها را به خانه راه نمیدهند، ولی در عوض به مشتریهایشان تضمین میدهند که با راهنماییها و غیبگوییهای آنها میتوانند از ضرر و زیانها رهایی یابند و به مال فراوان برسند؛ چون آنها به مشتریهایشان میگویند چه سهامی مثبت است و داشتن آن سود فراوانی به همراه دارد و همچنین داشتن چه سهمی برایشان خوشیمن نیست و آنها را دچار خسران میکند. یکی دیگر از این فالگیرها در گفتوگو با «تجارت نیوز» گفته: «میپرسم چه میخواهی بدانی؟ مشتری میگوید که قرار است در روزهای آینده پولی دستم بیاید و میخواهم تمامش را در بورس سرمایهگذاری کنم. حالا میخواهم بدانم چه سهمی بخرم خوب است و سود میکنم.» طوری پیامش را مینویسد که انگار کار هر روزهاش است؛ «اسم سهمهایی که میخواهی بدانی را به من بده، هر کدام یک نیت. تکنیت ۱۵ هزار تومان برایت آب میخورد.» اما میخواهم مطمئن بشوم که ضرر نمیکنم. برای همین حرفم را صادقانه با او در میان میگذارم. در مقابل برایم مینویسد: «آره خواهرم. خیلیها برای کارهای اقتصادی میآیند و راضی هم بودند.»
