گنبد طلایی قدس

آرسن وارد اتاق شد. پایش را به زمین کوبید و سلام نظامی داد و گفت: «قربان، خانم ریان آمده و می‌خواهد با شما صحبت کند.» لبخندی شیطانی روی لب‌های سرهنگ نشست که از نگاه آرسن دور نماند.

آرسن وارد اتاق شد. پایش را به زمین کوبید و سلام نظامی داد و گفت: «قربان، خانم ریان آمده و می‌خواهد با شما صحبت کند.» لبخندی شیطانی روی لب‌های سرهنگ نشست که از نگاه آرسن دور نماند.

گنبد طلایی قدس

به گزارش اصفهان زیبا؛ آرسن وارد اتاق شد. پایش را به زمین کوبید و سلام نظامی داد و گفت: «قربان، خانم ریان آمده و می‌خواهد با شما صحبت کند.» لبخندی شیطانی روی لب‌های سرهنگ نشست که از نگاه آرسن دور نماند.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *