مهمترین برگ برنده ایران در جنگ رمضان، تحمیل هزینههای فرسایشی بر پیکره اقتصاد رژیم صهیونیستی- آمریکایی است
جوان آنلاین: دشمن آمریکایی-صهیونی در روزهای پایانی اسفندماه و در فضای جنگ تحمیلی، علاوهبر تمرکز بر اهداف نظامی و امنیتی خود، موضوع دیگری نیز در دستور کار خود قرار داده بود. آسیب مشخص به بسترها، موضعها و فرایند معیشتی و اقتصادی کشور، به صورت مشخص هدف ناگفتهای است که میتوان در دستور پروژه جنگی دشمن مشاهده کرد. آنها علاوه بر تجاوز به تمامیت ارزی، به دنبال تزریق انواع تکانههای منفی به ساختار و بافتار اقتصاد و معیشت مردم نیز دارند و در این پروژه نیز دنبال میکنند. به همین بهانه، مناسب است پیرامون این موضوع طرح بحثی صورت داد تا از شکست دیگر دشمن در این زمینه رونمایی کرد.
طبق گفتهها و اسناد موجود، محاسبه دشمن آمریکایی-صهیونی براین پایه استوار بود که با به شهادت رساندن رهبر شهیدمان و فرماندهان ایران، تهران از نظر سلسله مراتب تصمیمگیری فلج خواهد شد و همزمان باهدفگیری زیرساختهای انرژی و بنادر، درامدهای ارزی را به صفر خواهد رسید. این یعنی وقتی مقام عالی سیاسی کشور و ارگانهای ذیل آن در کنار دولت نتوانند قد و قامت مدیریتی خود را نشان دهند؛ آنگاه اقتصاد روزمره و سیاستهای کلان در اجرا مختل خواهد شد.
هدف اول ایجاد ابرتحریم از جنس موشک و بمب بود. واشنگتن و تل آویو به دنبال آن بودند که آنچه را که در سالهای زیادی تحریمهای فلجکننده در آن نرسیدند در چند روز جنگ بدست آورند. به بیانی واضح، فروپاشی کامل ارزش پول ملی و قفل شدن چرخههای تولید، آنچیزی بود که در تحریم به دنبال آن بودند و با جنگ میخواستند به آن دست پیدا کنند. بررسیها نیز گویای آن است که آنها به دنبال تکرار سناریو عراق پس از سال ۲۰۰۳ بودند. جایی که زیرساختهای نفتی منهدم شد و کشور برای یک دهه در پیشرفت اقتصادی عقب افتاد. سناریو A توقف ۲۰ درصد از نفت جهان، ایران را به عنوان عامل اصلی افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار معرفی کرده و در داخل کشور نارضایتی عمومی ایجاد کنند. آنها میخواستند ثابت کنند اقتصاد مقاومتی در برابر تحریم حداکثری و جنگ تمام عیار دوام نمیآورد. دریغ از آنکه ایران بادرایت رهبری شهید خود توانسته است درس اقتصاد مقاومتی را خوب بیاموزد. اقتصاد مقاومی که ۴۷ سال آن را هم آموخته و هم با پوست و گوشت حس کرده است. با وجود شروع جنگ و تداوم آن، نه تنها این اتفاق رقم نخورد بلکه این سناریو به عکس درآمد. ایران با مدیریت تنگه هرمز، نه انسداد نظامی آن، و همکاری راهبردی با خریداران نفتیاش، هم توانست شوک ناشی از عرضه را متوجه اقتصادها بکند و هم صحنه پرداختهای آخر سال بازنشستگان و کارکنان خود را پیش ببرد. علاوه بر این، اقتصاد امداد – به معنای مدیریت خسارات وارده بر امکنه و مسکنهای شخصی – را در اولویت و تخصیص منابع خود قرار دهد.
هزینه-فایده جنگ؛ ایران پیروز در تخصیص بهینه منابع
