خالی‌کردن ذهن در زیر سیگاری

یک قرار دسته‌جمعی گذاشته بودیم برای کوهنوردی. صبح یک روز تعطیل، 10 نفر آدم بودیم با هر سنی. همین ماجرا را جذاب‌تر می‌کرد؛  این‌که 10 آدم متفاوت یک هدف مشابه داشتند: رسیدن به قله. ساعت هفت صبح در دامنه کوه وعده کرده بودیم. صبحانه خوردیم و بعدازآن آماده شدیم برای پیمایش کوه. همه‌چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه کم‌کم چند نفری از جمع اعلام کردند که توان ادامه ندارند. همان‌جا ماندند و گفتند که بقیه ادامه مسیر را بدون آن‌ها برویم.

یک قرار دسته‌جمعی گذاشته بودیم برای کوهنوردی. صبح یک روز تعطیل، 10 نفر آدم بودیم با هر سنی. همین ماجرا را جذاب‌تر می‌کرد؛  این‌که 10 آدم متفاوت یک هدف مشابه داشتند: رسیدن به قله. ساعت هفت صبح در دامنه کوه وعده کرده بودیم. صبحانه خوردیم و بعدازآن آماده شدیم برای پیمایش کوه. همه‌چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه کم‌کم چند نفری از جمع اعلام کردند که توان ادامه ندارند. همان‌جا ماندند و گفتند که بقیه ادامه مسیر را بدون آن‌ها برویم.

 در ادامه راه، آن‌هایی که مانده بودند از آن‌هایی که رفته بودند، حرف زدند و گفتند که چقدر متأسف و ناراحت شدند که نشد قله را 10نفری فتح کنیم. قله را که فتح کردیم، همگی به هم قول دادیم هیچ‌وقت وارد دست‌اندازهایی نشویم که بعدتر در زندگی مانع فتح‌هایمان شوند. دست‌اندازی که آن روز باعث شده بود سه نفر از جمعمان جدا شوند و حسرت تا ته راه آمدن به دلشان بماند، سیگارکشیدن بود، سیگاری که باعث شده بود آن‌ها زودتر از پا درآیند.
اما این تنها یک روایت از افرادی است که سیگار می‌کشند. به نظر شما همان‌گونه که همیشه به ما گفته‌اند، سیگارکشیدن چیز بد و منفوری است؟ دلایل افراد از سیگار کشیدنشان چیست؟ در این گزارش نوجوانان از سیگارکشیدن گفتند؛ از اینکه چرا آدم‌ها سیگار می‌کشند و اصلا نوجوانی که سیگار می‌کشد با آدم بزرگی که سیگار می‌کشد، هدفش متفاوت است؟

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *