پنجشنبه؛ نهم تیرماه! عقربههای ساعت، هنوز به هفت صبح نرسیدهاند که جای سوزنانداختن در خیابان هزارجریب نیست. ماشینها شانهبهشانه، یله دادهاند به هم. فاصله دو درب جنگلبانی و شرقی دانشگاه اصفهان، مملو از دانشآموزان دختر است که روپوش و مقنعههای سورمهای و سیاه پوشیدهاند و داوطلب آزمون سراسری در رشته علوم ریاضی و علوم انسانی هستند. همه ماسک به صورت دارند. صف دخترها پشت در برای ورود به حوزه امتحانی طویل و بدون فاصله است! کنکور هوش و حواسی برای توجه به کرونا و رعایت پروتکلهای بهداشتی نگذاشته است. هر چه ساعت به هشت صبح نزدیکتر میشود، جمعیت بیشتر و صف نیز طولانیتر میشود. خیلی از پدر و مادرها هم دخترانشان را همراهی کردهاند و به بدرقه آنها آمدهاند. پشت در ایستادهاند یا در محوطه چمن بیرون از دانشگاه نشستهاند و برای موفقیت فرزندانشان در این امتحان بزرگ تسبیح میچرخانند.
ردپای نگرانی و دلهره را در چهرههای تکتک آنها میتوان به خوبی دید؛ حتی از پشت ماسکی که به چهره زدهاند. زن جوانی که پشت میلهها کنار همسر و دختر خردسالش ایستاده و برای دختر کنکوریاش دست تکان میدهد و لبخند میزند، میگوید: «امیدوارم مشکلی برای دخترم و همچنین باقی بچهها پیش نیاید. امسال، سال سختی برای همه دانشآموزان کلاس دوازدهمی بود؛ چون باید در این شرایط کرونایی که آموزشها نصف و نیمه بود، هم امتحان نهایی میدادند و هم خودشان را برای کنکور آماده میکردند. درست است که رشته علوم انسانی، بیشتر درسهایش حفظی است و نیاز به تلاش و کوشش خود دانشآموز دارد، اما بالاخره آموزش مجازی هیچ وقت نمیتواند جای آموزش حضوری را بگیرد.» او ادامه میدهد: «هم خودم و هم دخترم استرس کنکور و کرونا را داریم. بالاخره تجمع است و امکان ابتلا به کرونا را افزایش میدهد؛ هرچند که میگویند کنکور فقط چهار ساعت است و در این ساعات تمامی پروتکلهای بهداشتی رعایت میشود، اما همین الان، برای ورود به حوزههای امتحانی دانشآموزان صفهای طویلی تشکیل دادند که در آن فاصله اجتماعی رعایت نشده بود. اگر در این جمعیت کسی ناقل باشد و دیگران را مبتلا کند، چه کسی جوابگو خواهد بود؟»
