آهوها را مثل بچه‌هایم دوست دارم

درودیوارهای خانه سیاه‌پوش است و بنرهای عرض تسلیت، سرتاسر دیوارها را پوشانده. حجله مرگ جلوی در خانه ایستاده و نشانی است از خانه‌ای که صاحبانش، چند روزی است به عزا نشسته‌اند و صدای گریه و زاری زن‌هایش از آن‌طرف در به گوش می‌رسد. صوتِ «اذا الشمْسُ کوّرَت» «عبدالباسط» بلند است و سکوت ظهر تابستانی روستای «جهادآباد» شاهین‌شهر را سنگین کرده است. هفت روز از مرگ محیط‌بان «رضاقلی خسروی» گذشته. خانه، اما هنوز در رفت‌وآمد و شلوغ است. همه برای عرض تسلیت آمده‌اند؛ همه به‌جز: «شکارچی ضارب و خانواده‌اش که در همین روستا زندگی می‌کنند.»

درودیوارهای خانه سیاه‌پوش است و بنرهای عرض تسلیت، سرتاسر دیوارها را پوشانده. حجله مرگ جلوی در خانه ایستاده و نشانی است از خانه‌ای که صاحبانش، چند روزی است به عزا نشسته‌اند و صدای گریه و زاری زن‌هایش از آن‌طرف در به گوش می‌رسد. صوتِ «اذا الشمْسُ کوّرَت» «عبدالباسط» بلند است و سکوت ظهر تابستانی روستای «جهادآباد» شاهین‌شهر را سنگین کرده است. هفت روز از مرگ محیط‌بان «رضاقلی خسروی» گذشته. خانه، اما هنوز در رفت‌وآمد و شلوغ است. همه برای عرض تسلیت آمده‌اند؛ همه به‌جز: «شکارچی ضارب و خانواده‌اش که در همین روستا زندگی می‌کنند.»

 و لابد اسم و رسمش را دیگر، تمام اهالی روستا می‌دانند و داستان درگیری‌اش با محیط‌بان خسروی را دهان‌به‌دهان، برای هم تعریف کرده‌اند؛ محیط‌بان میان‌سالی که روستائیان او را ناجی غزال‌های گریزپای پارک قمیشلو می‌دانند و از او به نیکی یاد می‌کنند؛ همان‌که پیکر بی‌جانش، صبح روز یک‌شنبه گذشته شانه‌به‌شانه سایر محیط‌بانان تشییع و در بهشت رضای روستای جهادآباد به خاک سپرده شد. قرار بود سال گذشته آخرین سال کاری‌اش باشد و پس از 30 سال پاسبانی از محیط‌زیست و حــیـــات‌وحــش، شــمــع‌هــای کــیـــک بازنشستگی‌اش را فوت کند. همه‌چیز طبق روال، پیش نرفت و نشد آن‌که باید شود! ماند و در پارک قمیشلو محیط‌بانی کرد. می‌گفت که عاشق آهوهاست و آن‌ها را مثل بچه‌هایش دوست دارد. از بچگی‌کنار آن‌ها بزرگ‌شده و همین هم سبب شده خطر را به جان بخرد و 30 سال تمام مدافع حیوانات بی‌پناه شود. چندی پیش، اما شکارچیان غیرمجاز که برای گرفتن جان آهوها کمین کرده بودند، به جانش افتادند و او را زخمی کردند. رضاقلی خسروی، محیط‌بانی که قرار بود امسال دیگر به کار خود خاتمه دهد، پس از چندین عمل جراحی، یکشنبه گذشته در حال انتقال به بیمارستان و به دلیل بی‌نتیجه‌ماندن عملیات احیا، توسط کادر اورژانس، دار فانی را وداع گفت. این گفت‌وگو پس از درگیری او با شکارچیان و بعد از اولین عمل جراحی و با اجازه روابط‌عمومی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان اصفهان انجام شد. پس از ارسال گفت‌وگو از سوی «اصفهان‌زیبا»، اما این اداره کل با استدلال حفاظت از جان و زندگی خانوادگی محیط‌بان خسروی مانع انتشار آن و پس ‌از آن نیز این محیط‌بان ممنوع‌المصاحبه شد؛ همچنین خبرنگار «اصفهان زیبا» هفته گذشته و هم‌زمان با دومین روز مرگ محیط‌بان خسروی به منزل او واقع در جهادآباد شاهین‌شهر مراجعه کرد و گفت‌وگوی تفصیلی با خانواده مرحوم خسروی انجام داد که تنها ساعاتی بعد، انتشار آن با عدم موافقت خانواده (با این استدلال که وکیل و دادستانی از آن‌ها خواسته که با رسانه‌ها گفت‌وگو نکنند) روبه‌رو شد! پیگیری «اصفهان‌زیبا» برای گفت‌وگو با همکاران محیط‌بان خسروی نیز بی‌نتیجه ماند؛ زیرا آن‌ها مدعی بودند اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان آن‌ها را از انجام مصاحبه با رسانه‌ها منع کرده است! در هر حال، آنچه می خوانید متن گفت‌وگوی اصفهان زیبا با مرحوم خسروی چند روز قبل از فوتش است.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *