روی کاسل1 در پایان هر قسمت از برنامه کودک تلویزیونیاش به نام «رکوردشکنان»2، این شعر را میخواند: «اگه میخوای بهترین باشی، اگه میخوای بقیه رو شکست بدی، تعهد چیزیه که لازم داری.» اما آیا واقعاً این تمام چیزی است که لازم دارید؟ ستارۀ تنیس، اما رادوکانو3، بهظاهر ناگهان از ناکجاآباد پیدایش شد تا در سن 18 سالگی قهرمان امسال مسابقات تنیس آزاد ایالاتمتحده شود و حدس و گمانهای بسیاری را دراینباره برانگیخت که چه چیزی در دوران کودکی رادوکانو بوده که توانسته بذر چنین موفقیت اعجابآوری را در او بکارد. شاید هم بتوان تمام داستان را در این لطیفۀ قدیمی خلاصه کرد: «ممکن است بگویید چطور میتوانم به تالار کارِنگی4 بروم؟ با تمرین.»
یکی از چیزهایی که اغلب افراد ممکن است دربارۀ تمرین کردن شنیده باشند این است که شما باید هر کاری را به مدت 10.000 ساعت انجام دهید تا بتوانید در آن واقعاً ماهر و خبره شوید. این ادعا را کتاب «استثنائیها» (ازمابهتران) اثر مالکوم گلدول سر زبانها انداخت. گلدول در این کتاب که در سال 2008 منتشر شد، به مطالعهای اشاره کرد که روی نوازندگان ویولن در مدارس موسیقی انجام شده بود و ادعا میکرد که بهترینِ این نوازندگان کسانی هستند که هزاران ساعت بیشتر از همتایان خود تمرین انفرادی کردهاند؛ اما نویسندۀ اصلی این مطالعه، اندرس اریکسون، بعداً گفت که گلدول پژوهش او را به نادرست تعبیر و ارائه کرده است. این روانشناس در کتابی که خود دربارۀ پژوهشش نوشت، «قله» (2016)، میگوید: «اولاً، هیچچیز جادویی یا بهخصوصی دربارۀ 10.000 ساعت وجود ندارد. گلدول میتوانست خیلی راحت فقط به میانگین مدتزمانی اشاره کند که بهترین شاگردان تا رسیدن به سن 18 سالگی صرف تمرین کرده بودند، یعنی تقریباً 7.400 ساعت؛ اما او تصمیم گرفت به مجموع مدتزمان تمرین کردن آنها تا سن 20 سالگی اشاره کند، چراکه عدد رُند و باب میلی بود.» علاوه بر این، اریکسون میگوید که رقم 10.000 ساعت تمرین برای بهترین ویولونیستهای 20 ساله «فقط یک میانگین» بوده است: درواقع، نیمی از بهترین نوازندگان تا زمان رسیدن به آن سن تا این اندازه تمرین نکرده بودند.
