رنج «اجباری»!

تا قبل از ورود به پادگان، تصور محمد از دوران سربازی و خدمت چیز دیگری بود؛ هر چند از دوستان و آشناهایش بسیار شنیده بود که حضور در پادگان و گذراندن دوره خدمت با سختی‌های زیادی روبه‌روست؛ اما باز هم با خودش می‌گفت این دوره هم موقتی است و مثل خیلی وقت‌های دیگر زود می‌گذرد و فقط خاطره‌اش باقی می‌ماند. پس از ورود به پادگان، ولی اوضاع فرق کرد و تازه حساب کار دستش آمد! محمد که حالا به‌تازگی دوران خدمت سربازی‌اش را تمام کرده است، می‌گوید: «به نظر من، دوره آموزشی از همه سخت‌تر است؛ چون فرد از خانواده‌اش دور است و هیچ پناهی ندارد.

تا قبل از ورود به پادگان، تصور محمد از دوران سربازی و خدمت چیز دیگری بود؛ هر چند از دوستان و آشناهایش بسیار شنیده بود که حضور در پادگان و گذراندن دوره خدمت با سختی‌های زیادی روبه‌روست؛ اما باز هم با خودش می‌گفت این دوره هم موقتی است و مثل خیلی وقت‌های دیگر زود می‌گذرد و فقط خاطره‌اش باقی می‌ماند. پس از ورود به پادگان، ولی اوضاع فرق کرد و تازه حساب کار دستش آمد! محمد که حالا به‌تازگی دوران خدمت سربازی‌اش را تمام کرده است، می‌گوید: «به نظر من، دوره آموزشی از همه سخت‌تر است؛ چون فرد از خانواده‌اش دور است و هیچ پناهی ندارد.

 اوایل هم به دلیل اینکه محیط ناشناخته است، خیلی اذیت می‌شود.» دوران سربازی برای آدم‌ها متفاوت است؛ توأم با خاطرات تلخ و شیرین: «مسئولیتی که به افراد سپرده می‌شود، گاهی اوقات باعث بروز مشکلات روحی می‌شود. مثلا برای ما که دوازده نفر بودیم و همه پزشک بودند یا دکتری و… داشتند، مسئولیت شستن و تی کشیدن راهرو را وضع کرده بودند. دوست من فوق‌تخصص گوش و حلق و بینی بود؛ اما صبح‌ها باید زمین را تی می‌کشید. این موضوع به نوعی تحقیر است و از ذهن آدم پاک نمی‌شود. یا متأهل‌هایی که خانمشان پا به ماه بود و نمی‌توانستند به مرخصی بروند، مدام گریه می‌کردند و درخواست مرخصی داشتند.»

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *