درد عشقی کشیده‌ام که مپرس!

عاقد که برای بار سوم پرسید: «عروس خانم! آیا وکیلم؟» داماد قبل از عروس گفت: «من حرف دارم.خیلی با خودم کلنجار رفتم؛ اما نامردیه اگه نگم.» عروس‌خانم هاج‌و‌واج به داماد نگاه می‌کند.

عاقد که برای بار سوم پرسید: «عروس خانم! آیا وکیلم؟» داماد قبل از عروس گفت: «من حرف دارم.خیلی با خودم کلنجار رفتم؛ اما نامردیه اگه نگم.» عروس‌خانم هاج‌و‌واج به داماد نگاه می‌کند.

درد عشقی کشیده‌ام که مپرس!

به گزارش اصفهان زیبا؛ عاقد که برای بار سوم پرسید: «عروس خانم! آیا وکیلم؟» داماد قبل از عروس گفت: «من حرف دارم.خیلی با خودم کلنجار رفتم؛ اما نامردیه اگه نگم.» عروس‌خانم هاج‌و‌واج به داماد نگاه می‌کند. آقای داماد نفس عمیقی می‌کشد و می‌گوید: «غیر از چشمم که یادگار جنگه، یه یادگاری هم از دوران انقلاب دارم.»

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *