شفافیت یکی از سنگ بناهای حاکمیت محلی است. اینکه شهروندان به مدیران شهری بدگمان باشند، چیز نامعمولی نیست؛ چون وقتی مردم از برنامههایی که در شهرشان اجرا میشود، بیخبر باشند یا منطق پشت آنها را ندانند، خواهناخواه به شک و بدبینی روی میآورند. بیشتر مدیران شهری هم به این مهم باور دارند که رسیدن به آزادی و دموکراسی در جامعه جز با شفافیت ممکن نیست و بهخوبی میدانند که شهروندان مایل هستند از چندوچون مدیریت شهرشان مطلع باشند و علاوه بر این، میخواهند چنین اطلاعاتی بهراحتی در دسترسشان قرار گیرد؛ اما حرف زدن درباره شفافیت خیلی راحتتر از اجرای آن است و بسیاری از شهرداریها نمیتوانند به نحوی کارآمد و مقرونبهصرفه درباره اقداماتشان شفافسازی کنند.
یکی از مهمترین فواید شفافیت این است که مسئولیتپذیری را بین مدیران شهری افزایش میدهد. مردم حق دارند بدانند مالیاتی که پرداخت میکنند، چطور خرج میشود و مطمئن شوند تصمیمهایی که در سطح مدیریتی گرفته میشود، منطقی است و نتایج مثبتی دارد. اگر مدیران شهری نسبت به تصمیمها و اقدامهای خود احساس مسئولیت کنند و جوابگو باشند، شهروندان هم آرامش بیشتری پیدا میکنند و حتی این موضوع میتواند نوعی حس افتخار و غرور را درباره شهر محل زندگیشان در آنها برانگیزد؛ ازآنگذشته، اگر ارکان مدیریتی یک شهر به شفافیت پایبند باشند، افراد یا کسبوکارهایی که قصد دارند به آن شهر نقلمکان کنند، میتوانند بهراحتی به اطلاعات موردنظرشان دسترسی پیدا کنند و به زندگی یا سرمایهگذاری در آن شهر ترغیب شوند. شفافیت پدیده گسترده و تأثیرگذاری است که میتواند تمام ابعاد دیگر مدیریت شهری را هم متأثر کند و فضای شهر و حسوحال کلی ساکنان آن را بهبود ببخشد.
