از توی کوچه صدای همهمه بچهها میآید. حتما ساعت 12 شده. بهزحمت دستم را میکشم تا گوشی تلفن را از روی پاتختی بردارم. شماره نورا را میگیرم.
به گزارش اصفهان زیبا؛ از توی کوچه صدای همهمه بچهها میآید. حتما ساعت 12 شده. بهزحمت دستم را میکشم تا گوشی تلفن را از روی پاتختی بردارم. شماره نورا را میگیرم.
-نورا! سلام مادر. اینورا نمیآی؟
-سلام عشقم. چرا تو کوچهام. الان پارک میکنم میام بالا.
-بیا من رو یه ذره ببر تو خیابون. پوسیدم روی این تخت.
به دقیقه نکشیده نورا کلید را توی در میچرخاند و وارد میشود.
-مامان! آمادهای؟
