سر سفره خداوند

نوجوان که بودم، زندگی رنگ و بوی دیگری داشت. ایام اعتکاف که می‌شد، کوله‌بارم را جمع می‌کردم و راهی مسجد می‌شدم؛ آن‌هم عموما مسجدی که به خانه‌مان نزدیک باشد، تا بتوانم در پایان هر روز یکی دونفر از اعضای خانواده‌ام را ببینم.

نوجوان که بودم، زندگی رنگ و بوی دیگری داشت. ایام اعتکاف که می‌شد، کوله‌بارم را جمع می‌کردم و راهی مسجد می‌شدم؛ آن‌هم عموما مسجدی که به خانه‌مان نزدیک باشد، تا بتوانم در پایان هر روز یکی دونفر از اعضای خانواده‌ام را ببینم.

سر سفره خداوند

به گزارش اصفهان زیبا؛ نوجوان که بودم، زندگی رنگ و بوی دیگری داشت. ایام اعتکاف که می‌شد، کوله‌بارم را جمع می‌کردم و راهی مسجد می‌شدم؛ آن‌هم عموما مسجدی که به خانه‌مان نزدیک باشد، تا بتوانم در پایان هر روز یکی دونفر از اعضای خانواده‌ام را ببینم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *