زاویه نگاه دولت به اشتغال روستایی تغییر کرده است؟
در سالهایی نه چندان دور روستاها مولد و گرداننده اقتصاد کشور بودند، اما سالهاست که زندگی و شغل روستایی دستخوش مخاطراتی جدی شده و دیگر از مراکز تصمیمساز باید برای بیکاری در روستاها چارهای بیندیشند؛ زیرا بخش قابل توجهی از روستاها به مناطق محروم تبدیل شدند؛ حالا در بسیاری از روستاها و مناطق کمبرخوردار کشور، اشتغال مدتهاست از یک موضوع صرفاً اقتصادی فراتر رفته و به مسئلهای حیاتی برای ماندن مردم در زادگاهشان و جلوگیری از مهاجرت تبدیل شده است. اگرچه در سالهای اخیر وامها و تسهیلات اشتغالزایی جایگاه پررنگی در بودجههای سالانه پیدا کردهاند، اما بررسی عملکرد آنها نشان میدهد فاصله قابل توجهی میان وعدهها و آنچه در عمل اتفاق افتاده وجود دارد. تأخیر در پرداخت منابع، ناهماهنگی میان دستگاهها و نبود ارتباط مؤثر میان تسهیلات و زیرساختهای تولید، از جمله عواملی است که باعث شده این وامها کمتر به ایجاد شغل پایدار منجمشخص است؛ برای مثال اگر ایجاد گلخانه مدنظر باشد، تأمین گاز و سایر ملزومات ضروری خواهد بود. ما منابع عمرانی خود را، متفاوت از رویکرد سنتی دستگاههای دولتی، دقیقاً به سمت همین زیرساختهای تولید سوق دادهایم و این مسیر از برنامههای اصلی ما به شمار میرود.
به این ترتیب به نظر میرسد تجربه سالیان گذشته باعث شده برخی از دستگاههای اجرایی دست اندرکار توسعه اشتغال و تخصیص منابع اینبار به جای آنکه محرومیت زدایی را در دستور کار قراردهند با نگاهی ایده محور و اقتصادی سعی در توانمندسازی روستایی در کشور دارند، نگاهی که به نظر میرسد بیش از دیگر سیاستهای اعمال شده میتواند مناطق محروم و روستایی کشور را دستخوش تحول بنیادین کند.
گزارش : اکرم سادات محمدی
منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی
