مرد بازنده شبیه هیچ کدام از فیلمهای مهدویان نیست. مهدویان در تمام آثاررش نشان داده بود بلد است فیلمهایی گرم با قهرمانان سلحشور بسازد. حتی وقتی از عناصر ملودراماتیک استفاده میکرد (مانند درخت گردو) قهرمانانش …
مرد بازنده شبیه هیچ کدام از فیلمهای مهدویان نیست. مهدویان در تمام آثاررش نشان داده بود بلد است فیلمهایی گرم با قهرمانان سلحشور بسازد. حتی وقتی از عناصر ملودراماتیک استفاده میکرد (مانند درخت گردو) قهرمانانش کنشگر بودند و با اقداماتشان احساسات تماشاگر را در مشت میگرفتند. اما مرد بازنده فیلم دیگری است و احمد خسروی قهرمان دیگری. مردی بازنده که خودش هم میداند دورهاش گذشته است اما به سبک مردان قدیم نمیتواند آرام بنشیند و هیچ کاری نکند. مردان قدیم به هر حال شکست را به بی عملی ترجیح میدهند. آنها کنشگراند. اما جنس این کنشگری در مرد بازنده متفاوت است. اگر در لاتاری اقدام موسی عملی قهرمانانه به حساب میآمد، اقدامات احمد خسروی پیشاپیش محکوم به شکست است. این مهمترین تفاوت مرد بازنده با سایر فیلمهای مهدویان است. حتی شیشلیک با توجه به تم کمدی که داشت فیلم سلحشورانهتری به حساب میآید تا مرد بازنده. برای همین است که تماشاگران فیلم بعد از تماشای مرد بازنده شوکه شدند. تکلیف آنها با فیلم معلوم نبود. آنها از کارگردان رو دست خورده بودند. این جا خبری از یک فیلم گرم نبود. قهرمان فیلم عملگرا بود، اما جنس عملگراییاش فرق میکرد. فیلم عامدانه سرد ساخته شده بود و همین سرما تماشاگر را سردرگم میکرد. مرد بازنده فیلم دیگری بود و مهدویان این فیلم مهدویان دیگری.
