تکدی‌گری در لباس جدید!

پَر چادر سیاهش را به دندان گرفته و صورتش را پوشانده. سرمای منفی صفر درجه در صبح زمستانی استخوان می‌ترکاند و سوزش را می‌پاشد به صورت زن میانسالی که کنار ویترین سوپر مواد غذایی ایستاده و از گزند سرما خودش را مچاله کرده لای چادر کهنه و رنگ‌و‌رو‌رفته‌اش.

پَر چادر سیاهش را به دندان گرفته و صورتش را پوشانده. سرمای منفی صفر درجه در صبح زمستانی استخوان می‌ترکاند و سوزش را می‌پاشد به صورت زن میانسالی که کنار ویترین سوپر مواد غذایی ایستاده و از گزند سرما خودش را مچاله کرده لای چادر کهنه و رنگ‌و‌رو‌رفته‌اش.

تکدی‌گری در لباس جدید!

نگاه زن میان رفت‌و‌آمد عابرها می‌دود و با عبور هر فرد زیر لب چیزی می‌گوید: «می‌شه برام پنیر بخری؟»، «می‌شه پول چای را حساب کنی؟»، «بچه‌هام چند روزه گشنه مانده‌اند، می‌شه چند تخم مرغ برام از اینجا بخری؟» بیشتر سوال‌ها بی‌جواب می‌مانند و زن‌ها و مردها که از شدت سرما در لباس‌های گرم زمستانی فرو رفته‌اند و برای رفتن عجله دارند، مجالی به خواسته‌های زن نمی‌دهند؛ مگر تک و توک عابرهایی که دلشان به درد می‌آید و با نگاهی ترحم‌آمیز وارد مغازه می‌شوند تا برای زن چیزی بخرند یا پول خریدهایش را بدهند.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *