حفر خندق، آغاز ماجرا بود!

باد گرم صحرا بر چهره‌ام می‌وزید و صدای کلنگ‌ها و بیل‌ها در گوشم طنین‌انداز بود. همه ما، از کوچک تا بزرگ، مشغول حفر خندقی بودیم که قرار بود مدینه را از خطر سپاه احزاب نجات دهد. این ایده‌ای بود که از سرزمینی دور به ذهنم رسیده بود

باد گرم صحرا بر چهره‌ام می‌وزید و صدای کلنگ‌ها و بیل‌ها در گوشم طنین‌انداز بود. همه ما، از کوچک تا بزرگ، مشغول حفر خندقی بودیم که قرار بود مدینه را از خطر سپاه احزاب نجات دهد. این ایده‌ای بود که از سرزمینی دور به ذهنم رسیده بود

حفر خندق، آغاز ماجرا بود!

به گزارش اصفهان زیبا؛ باد گرم صحرا بر چهره‌ام می‌وزید و صدای کلنگ‌ها و بیل‌ها در گوشم طنین‌انداز بود. همه ما، از کوچک تا بزرگ، مشغول حفر خندقی بودیم که قرار بود مدینه را از خطر سپاه احزاب نجات دهد.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *