با وجود تمامی نهادهای فرهنگی کشور، رهبر حکیم انقلاب در دهه نود باز هم احساس میکنند که یک جای کار میلنگد و کماکان فرهنگ جای نگرانی دارد. برای ایشان که از فرهنگ تعبیر به هوا میکنند، هر نوع نارسایی سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی، بازگشت به یک امر فرهنگی دارد.
با وجود تمامی نهادهای فرهنگی کشور، رهبر حکیم انقلاب در دهه نود باز هم احساس میکنند که یک جای کار میلنگد و کماکان فرهنگ جای نگرانی دارد. برای ایشان که از فرهنگ تعبیر به هوا میکنند، هر نوع نارسایی سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی، بازگشت به یک امر فرهنگی دارد. درست است که در همین زمان ایشان مسئله اقتصاد را اولویت اول کشور میدانند، اما نارساییها در حوزه کار و تولید و شیوه مصرف و… همگی به یک نگاه فرهنگی بازمیگردند. ایشان نقطه مقابل فکر انقلاباسلامی را برخوردار از یک جبهه میدانند که با همه تنوعی که دارند، گویی در یک نظم شبکهای عمل میکنند. گویی یک اتاق فکر، همه حرکتهای فرهنگی او را همجهت میکند. در سمت مقابل و در کشور ما، نهادها و ارگانها، مجموعهها و عناصر گوناگون فرهنگی وجود دارند که از این نگاه جبههای فاصله گرفتهاند. اینجاست که رهبر انقلاب، ایده تأسیس ستاد جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی را مطرح میکنند. البته نکته دیگری که وجود دارد این است که از نگاه ایشان این جبههسازی، بهصورت از بالا به پایین هم محقق نمیشود و باید ارادههای مردمی آن را شکل بدهند. بنابراین نمیتوان این مسئولیت را به ارگانهای موجود فرهنگی سپرد که بههرحال، رنگوبوی اداری گرفتهاند. ایشان از دهه 50 ضرورت جبههشدن مؤمنان را تحت عنوان «ولایت عرضی» مطرح کرده بودند. ولایت در این معنا یعنی مؤمنان در جامعه اسلامی درهمتنیده و شبکهای عمل میکنند.
