خیلی‌ها هنوز بلدند برگردند

ساعت هنوز شش صبح نشده بود که صدای نوتیفیکیشن تلگرام، گوشی‌ام را لرزاند. چشمانم را نیمه‌باز کردم و صفحه را نگاه انداختم. دکتر شریفی بود، دوست دوران دانشگاهم، همان کسی که همیشه رتبه اول دانشگاه بود. در پزشکی رتبه اول دانشکده بود، همیشه سرکلاس‌ها جدی، دقیق و پر از انگیزه رفتن و ادامه تحصیل در اروپا.

انگار همه حسرت می‌خوردیم

ساعت هنوز شش صبح نشده بود که صدای نوتیفیکیشن تلگرام، گوشی‌ام را لرزاند. چشمانم را نیمه‌باز کردم و صفحه را نگاه انداختم. دکتر شریفی بود، دوست دوران دانشگاهم، همان کسی که همیشه رتبه اول دانشگاه بود. در پزشکی رتبه اول دانشکده بود، همیشه سرکلاس‌ها جدی، دقیق و پر از انگیزه رفتن و ادامه تحصیل در اروپا.

خیلی‌ها هنوز بلدند برگردند

به گزارش اصفهان زیبا؛ ساعت هنوز شش صبح نشده بود که صدای نوتیفیکیشن تلگرام، گوشی‌ام را لرزاند. چشمانم را نیمه‌باز کردم و صفحه را نگاه انداختم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *