لطفاً مرا دعوت نکنید!

من علی‌رغم اینکه متولد اواخر دهه هشتاد هستم، به دلایلی از جشن‌های قدیمی عقد و عروسی قدیمی خاطره‌های قشنگی دارم. مثلاً خاطرم هست که شوهرِ خاله‌کوچیکه‌ام وسط حیاط خانه آقاجون، خیمه‌ای نصب کرد که مشابه خیمه‌های روضه بود.

من علی‌رغم اینکه متولد اواخر دهه هشتاد هستم، به دلایلی از جشن‌های قدیمی عقد و عروسی قدیمی خاطره‌های قشنگی دارم. مثلاً خاطرم هست که شوهرِ خاله‌کوچیکه‌ام وسط حیاط خانه آقاجون، خیمه‌ای نصب کرد که مشابه خیمه‌های روضه بود.

لطفاً مرا دعوت نکنید!

به گزارش اصفهان زیبا؛ من علی‌رغم اینکه متولد اواخر دهه هشتاد هستم، به دلایلی از جشن‌های قدیمی عقد و عروسی قدیمی خاطره‌های قشنگی دارم. مثلاً خاطرم هست که شوهرِ خاله‌کوچیکه‌ام وسط حیاط خانه آقاجون، خیمه‌ای نصب کرد که مشابه خیمه‌های روضه بود. هنوز برایم یادآوری قشنگی است که وقتی پارچه برزنتی سراسر حیاط را پوشاند، سر ظهر را تبدیل به غروب کرد و من که عاشق سایه بودم، ذوق‌زده شدم و آرزو کردم که هیچ وقت این سایه‌بان را برندارند.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *