
به گزارش صراط به نقل از فرهیختگان؛ سروش از تئوریسینهای محبوب جریان اصلاحات بود تا همین یک هفته پیش که هنوز علیه موسی غنینژاد موضع نگرفته بود و از توهین غنینژاد به علی شریعتی بر آشفته نشده بود و در ازای توهین، توهین را سزاوار غنینژاد ندانسته بود. در فضای سیاسی دهههای 70 و 80 دوقطبی تئوریک سروش و مصباح یزدی بسیار پررنگ بود و نگفته روشن است اصلاحطلبان در کدامسو ایستاده بودند و کدامسو را شدیداً تخریب میکردند.
حالا دو دهه گذشته و عجیب آنکه این بار اصلاحطلبان نه در کنار سروش که در مقابل او ایستادهاند. به نظر میرسد موسی غنینژاد آنقدر برای اصلاحطلبان مهم بوده که از اویی که روشنفکر دینی مینامیدند و بزرگش میداشتند، بهسرعت گذشتند و حتی یادشان افتاده که عبدالکریم سروش در دوران انقلاب فرهنگی در اوایل عمر جمهوری اسلامی اقداماتی داشته که هنوز مسئولیت آن را نپذیرفته و توضیحی درباره آن نداده است!
همین خط باعث شد دارودسته پهلوی هم کینههای جنگ 40 روزه علیه عبدالکریم سروش را با تأکید بر نقش او در انقلاب فرهنگی و با ادبیات بیادب خویش تسویه کنند و موج ناسزاگویی علیه سروش در فضای مجازی راه بیفتد. خیلی روشن است که پهلویستها نه سواد درک شریعتی را دارند، نه سروش را، نه غنینژاد را و… فقط همگی در تقاطعی مشترک به هم رسیدهاند.
