نگاه به فرامتن مناقشههای دامنهدار میان ایران و قدرتهای استکباری از زاویه علم «زمینشناسی» و «ژئوپلیتیک منابع»، پرده از واقعیتی برمیدارد؛ که معلول مستقیم قرارگیری یک سرزمین در کانون سبد جامع مواد اولیه صنعتی و غیره است.
به گزارش قدس آنلاین، نگاه به فرامتن مناقشههای دامنهدار میان ایران و قدرتهای استکباری از زاویه علم «زمینشناسی» و «ژئوپلیتیک منابع»، پرده از واقعیتی برمیدارد که نشان میدهد در آن، منازعه بر سر ایران نه حاصل یک سوءتفاهم دیپلماتیک و تقابل ایدئولوژیک، بلکه معلول مستقیم قرارگیری یک سرزمین در کانون «سبد جامع مواد اولیه صنعتی» و «راهروهای حیاتی قرن بیست و یکم» است.
اگر استعمار کهن در قرن نوزدهم با لشکرکشی برای غارت نفت و طلا صورت میگرفت، «استعمار فرامدرن» در عصر گذار به انرژیهای پاک و هوش مصنوعی، بهدنبال قفل کردن توسعه بومی کشورهایی است که روی گنجینههای حیاتی فردا نشستهاند. ایران نه یک جغرافیای معمولی، که انباری متراکم از فلزات استراتژیک، مواد معدنی مهم، عناصر نادر خاکی، انرژی انتقالی و گلوگاههای لجستیکی است. از این منظر، سیاست «تحریم و انزوا» چیزی جز نسخه بهروزرسانیشده همان اهرمهای استعماری برای جلوگیری از تکمیل زنجیره ارزش، مانعتراشی در فراوری داخلی و ارزان نگه داشتن یا مسدودسازی ثروت ملتی نیست که جرمش، داشتن جغرافیایی «زیادی ثروتمند» و استقلالی «زیادی دردسرساز» است.
