ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) به کارگردانی «پیتر جکسون» پر از لحظاتی است که اشک را به چشمان طرفداران میآورد. در این ماجراجویی که از «شایر» شروع شده و تا کوه نابودی (Mount …
ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) به کارگردانی «پیتر جکسون» پر از لحظاتی است که اشک را به چشمان طرفداران میآورد. در این ماجراجویی که از «شایر» شروع شده و تا کوه نابودی (Mount Doom) ادامه پیدا میکند، عمیقا شاهد لحظات احساسی هستیم، از لحظات شادیآور گرفته تا صحنههای مرگ که موجب شکستگی دل مخاطبان میشود. مهم نیست بار چندم است که این سه گانه را تماشا میکنید، برخی از صحنههای آن همیشه قلب شما را به لرزه در میآورد، صحنههایی که در آن انسانیت و حس خویشاوندی به تصویر کشیده میشود. همه اشکها به دلیل لحظات تلخ و غمناک نیست و گاهی به دلیل بار احساسی و معانی عمیق صحنههاست که گریه میکنیم.
فیلمهای جکسون براساس کتابهای یکی از بهترین و تاثیرگذارترین نویسندههای تاریخ یعنی جی.آر.آر. تالکین (J.R.R. Tolkien) ساخته شده است. شاید این فیلمها تکتک کلمات درون کتابها را به تصویر نکشیده باشد، اما قطع به یقین جزء بهترین فیلمهای ساخته شده براساس کتابها در تمام تاریخ است و پیام تالکین را به خوبی به مخاطبان انتقال میدهد. ارباب حلقهها درباره دوستی و امید و چیرگی این عناصر بر لحظات تاریک و رنجشآور است و در آن شاهد داستانی نمادین و خاص از تقابل خوبی بر شر هستیم. بسیاری از لحظات این سه گانه فیلم به حدی شاهکار و احساسی است که کاملا در ذهن، قلب و جان مخاطبان حک شده و یک دیالوگ و یا قطعهای از موسیقی از آن کافیست تا به واکنش آنها و حتی اشک ریختنشان منجر شود.
