سقوط کامل سعید روستایی به ورطه ابتذال
اصل «باران مصیبت»، یعنی چیدن فاجعه بر فاجعه، همواره از ارکان رئالیسم اجتماعی بوده است؛ اما اجرای آن نیازمند ظرافتی بینهایت است، تا مبادا سراشیب ملودرام یا لحن آبزیرکاه سریالهای عامهپسند را در پیش گیرد. فیلم زن و بچه، ساخته تازه «سعید روستایی»، حتی به این ظرافت نزدیک هم نمیشود. روستایی فیلمی ساخته که نه روایت دارد، نه تمرکز، و نه حتی موضع. زن و بچه بیش از آنکه فیلم باشد، تکهپارهای از ایدهها و اعتراضهاست؛ گلچینی از گلایهها، چپانده در قالبی سست و شلخته که نه استخوانبندی رواییاش انسجام دارد، نه جهان داستانیاش قاعدهمند است. در ادامه با نقد فیلم زن و بچه همراه ویجیاتو باشید.
«پریناز ایزدیار» که پیشتر در ابد و یک روز و متری شیش و نیم هم با روستایی همکاری کرده بود، در فیلم زن و بچه نقش مهناز را ایفا میکند: پرستار چهلوپنجسالهای که همسرش را از دست داده، دو فرزند دارد، دختربچهای هشتساله بهنام ندا (با بازی آرشیدا درستکار) و پسری نوجوان و نافرمان بهنام علیار (با بازی سینان محبی). مهناز در آستانه ازدواجی تازه با حمید (با بازی پیمان معادی)، راننده آمبولانس خوشمشرب و بهظاهر دلباخته است؛ اما همین دلباختگی زودرس، هشدار اولیهای است برای تماشاگر.
