٢٢ شهريور ١٣٩٣
![]()
به عنوان نویسندهای که از تفریحات دائمش تماشای اجراهای کمدی است، شوخی خوب را بسیار دوست دارم. چرا که شوخی خوب درد و مرض را از بین برده و حال آدم را جا میآورد. “ارتشهای فرازمینی” از این شوخیهای خوب است. نه اینکه خودش خندهدار باشد، نه! بلکه با در نظر گرفتن شرایط موجود و سن و سال تیم سازنده و موانع بسیار پیش روی انجام یک کار فرهنگی، همه چیز آن متناقض و غیرمنطقی و در نتیجه به طرز خوشایندی خندهدار به نظر میآید. واقعا اگر استودیو راسپینا با همین اشتیاق و عشق به کار خود ادامه بدهد، سالهای سال بعد، حق دارد به نقطهای که از آن آغاز کرده ببالد.
همه کمابیش میدانیم که بین هنرمندان ایران (و صد البته رستوران دار و کافیشاپ دار و بقال و چقّال!) عطش خاصی برای اختصاص نامهای باکلاس به مغازه و استودیو و… وجود دارد. بعضیها در این راه موفق میشوند و بعضی دیگر فقط توهّم باکلاسی برشان میدارد. راسپینا جزو دستهی اول است. نامش که در فارسی قدیم به معنی پاییز است، آن قدر باکلاس هست که در نظر اول هر کسی خیال کند با یک استودیوی کلان و پرسرمایه طرف است. راسپینا بزرگترین شوخیاش را همینجا با من کرد. باورش واقعا سخت است که خوش منظرترین و روانترین بازی شوتر اول شخص ایران در یک زیرزمین کوچک ساخته شده که تنها نکتهی لوکسش ساکنانَش است.

