۱۳:۰۰ – ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
نبرد جاری میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، اکنون به نقطهای رسیده است که فهم صحیح «موقعیت برتر خودی»، پیششرط عبور از مرحله نهایی است.
باشگاه خبرنگاران جوان – در منطق مطالعات استراتژیک، پیروزی محصول انطباق دقیق برآوردها با واقعیات میدانی است. همانگونه که «خوشبینی کاذب» میتواند جبهه خودی را در معرض غافلگیری قرار دهد، «کم برآوردکردن دستاوردها» نیز عارضهای است که با تضعیف اراده ملی، مسیر را برای تحمیل اراده دشمن هموار میکند. نبرد جاری میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، اکنون به نقطهای رسیده است که فهم صحیح «موقعیت برتر خودی»، پیششرط عبور از مرحله نهایی است.
با نگاهی تحلیلی به صحنه نبرد با ایالات متحده، میتوان دریافت که این جنگ – بهاستثنای حدود سه هفته ابتدایی آن که آمریکا با هدف تغییر حاکمیت ایران میجنگید – متمرکز بر یک آفند راهبردی از سوی ایران بوده است: مدیریت ایران بر تنگه هرمز. آمریکا مایل بود این رویارویی در شرایطی پایان یابد که ایران هیچگونه مدیریتی بر این آبراه اعمال نکند و در مقابل، ایران پایانی را میپسندید که تثبیتکننده مدیریت بلامنازعش بر تنگه باشد. در این یادداشت، ابتدا بهمرور آنچه تاکنون در این رویارویی رخ داده میپردازیم و سپس سناریوهای محتمل پیش رو را بررسی خواهیم کرد. با وجود ثبات نقطه کانونی درگیری، سیر تحولات این جنگ به سه پرده متمایز قابلتقسیم است.
پرده اول: از ابتدای فروردین تا آتشبس؛ تقابل زیرساختی و آزمون تابآوری
