
جهان قرون وسطی تابلوی رنگین و پر زرقوبرقی از قلعهها و رقصهای درباری نبود، بلکه دنیایی آکنده از خشونت، گاه بهغایت پوچ و در عین حال سرشار از انسانیتِ عریان بود. میدانهای نبرد گلآلودی را تصور کنید که سپاهیان با شمشیرهایی سنگین در دست میجنگیدند. به صومعههای مهآلود و تاریک فکر کنید؛ به طاعون و جهانی که فرسنگها با خیالپردازیهای معصومانه و بیعیب فاصله داشت. همینها باعث ماندگاری سینمای قرون وسطی شده است؛ روایت دوبارهی تاریخ، با دراماتیزه کردن جدالهای همیشگی بشر، جاهطلبی، وفاداری، انتقام و عشق در پسزمینهای که میان آشوب و نظم در نوسان است. چه در نمادگرایی پرمعنای اینگمار برگمان باشد، چه در عصیان شجاعدل (Braveheart)، یا حتی در لودگی بامزهی مونتی پایتون (Monty Python)، سینمای قرون وسطی ریشه در چیزی بدوی و کهن دارد.
