
داستانهای وایکینگی با وجود اینکه در دوران مدرن آن رونق همیشگیشان را از دست دادهاند اما قرنهاست که دل بسیاری از دوستداران اسطوره و قصههای کهن مردان مبارز و زنان سرسخت را ربودهاند. اینکه امروزه این داستانها مثل قدیم بازگو نمیشوند بسیار ناراحتکننده است چون اگر این داستانها به درستی روایت شوند، یکی از لذتبخشترین ژانرها را شکل میدهند.
اگر واقعا باور داری که سرنوشتت را خودت مینویسی، پس پایانش هم دست خودت است.
فردا به دریا میزنیم و باشد که پروردگار نسیمی خوش و دریایی آرام نصیبمان کند.
عصر رگناروک را به پایان برسان و این جنگ و خونریزی را متوقف کن.
تو پسری هستی خودخواه، آزمند و سنگدل.
من بئوولفم و آمدهام تا هیولای تو را بکشم.
برای صد سال، سرزمین ما در آشوب بود.
ما بیش از گوشت و خون هستیم. بیش از انتقام.
یا ما آنها را از پا در میآوریم، یا آنها ما را!
بیباک، خون دشمنانمان را از زخمهایشان خواهیم نوشید.
