
همهی ما با ابرقهرمانان و ابرشرورهای محبوب مارول کامیکس، یا بهتر بگوییم، دنیای سینمایی مارول آشنا هستیم. اما چیزی که شاید شما ندانید این است که پشت لباسهای فریبنده و تواناییهای فراطبیعی شخصیتهای فیلمهای مارول، اغلب یک فرد واقعی وجود دارد که الهامبخش آن شخصیت بوده است. درست حدس زدید، برخی از شاخصترین شخصیتهایی که در آثار استودیوی مارول میبینیم از افراد واقعی با زندگیها و ویژگیهای منحصربهفرد الهام گرفته شدهاند.
برخی از این اسامی برای شما ناآشنا هستند، افرادی معمولی که الهامبخش خالقان داستانهای مارول بودند و آنها را در خلق شخصیتهایشان یاری رساندند. در مقابل اما، چهرههای مشهور و شناخته شدهای نیز در این جمع حضور دارند که زندگی و ظاهر آنها در شکلگیری برخی از بزرگترین شخصیتهای مارول نقشی اساسی ایفا کردهاند. هرچه که هست، حالا و به لطف آنها این 10 شخصیت مارول به اندازهی اشخاص واقعی که از آنها برای خلقشان الهام گرفته شده، واقعی و باورپذیرند. این ویژگی عمق و جان تازهای به داستانهای مارول میبخشد و پیوندی عمیقتر بین مخاطبان و این شخصیتهای دوست داشتنی ایجاد میکند.
بر اساس نظریهی فروید، انسانها در ذات خود دارای تمایلی ناخودآگاه به مرگ و نیستی هستند که این میل مخرب از طریق پرخاشگری، تکرار رفتارهای سمی و آسیبزا و خودویرانگری بروز پیدا میکند؛ و این دقیقا همان چیزی است که تانوس نمایندهی آن است: «تمایل به مرگ و نابودی». راستی، آیا میدانید نام رایج نظریهی «غریزهی مرگ» فریود چیست؟ «تاناتوس»، که در اساطیر یونان باستان، تجسم مرگ و یکی از خدایان تاریکی به شمار میرفته است. این باور است که منجر به خلق ابرشرور تانوس شد.
جالب است بدانید که شخصیت «کینگپین» در واقع نه از روی یک نفر، بلکه از روی دو بازیگر مشهور سینما الهام گرفته شده است. یکی از آنها سیدنی گریناستریت بود که نقش شخصیت شرور «کسپر گوتمن» را در فیلم کلاسیک «شاهین مالت» (The Maltese Falcon) با بازی همفری بوگارت ایفا کرد و دیگری رابرت میدلتون که به خاطر بازی در نقش شخصیتهای شرور عضلانی شناخته میشد. این دو بازیگر را باهم ترکیب کنید، تقریبا کاریکاتوری از «کینگپین» به دست میآورید.
باکی بارنز اصلا به عنوان دستیار کاپیتان آمریکا وارد دنیای سینمایی مارول شد، اما با طی مسیری پیچیده در دنیای کمیک، به قهرمانی مستقل و در دورهای دیگر به دشمنی خطرناک با نام «سرباز زمستان» تبدیل گشت. او در برههای از زمان هم نقش جزئی شخصیت کاپیتان امریکا را پس از مرگ فرضی استیو راجرز ایفا کرد.
استن لی عاشق نامگذاریهای همآوا و شبیه به هم برای شخصیتهای فیلمهای مارول بود تا به خاطر سپردن آنها راحتتر باشد: پیتر پارکر، بروس بنر، رید ریچاردز و غیره. اما به طرز غافلگیر کنندهای اسم این یکی کار او نبود. باکی بارنز در واقع توسط جو سایمون، خالق کاپیتان آمریکا انتخاب شد. او این نام را از دوست دبیرستانی خود، باکی پیرسون، که در جنگجهانی دوم حضور داشت، وام گرفت.
مری جین، عشق اصلی مرد عنکبوتی در سهگانهی خاطرهانگیز سم ریمی بود و در حال حاضر نیز نسخهای از این شخصیت در فیلمهای مرد عنکبوتی دنیای سینمایی مارول وجود دارد که زندایا (با اینکه هیچ کدام از ویژگسهای اصلی این کاراکتر در کمیکبوکهای مارول را ندارد) نقش او را بازی میکند. کاش کریستن دانست بازگردد.
کریس کلیرمونت، نویسندهای که داستان پسزمینهی «مگنیتو» را خلق کرد، در واقع این شخصیت را بر اساس مناخیم بگین، رهبر وقت مخالفان کشور جعلی اسرائیل بنا نهاد. بگین، مانند «مگنیتو»، دوران هولناک جنگجهانی دوم را از نزدیک تجربه کرده بود. خانوادهی او در جریان هولوکاست به طرز وحشتناکی به قتل رسیدند و خود او نیز مدتی را در اسارت اردوگاههای کار اجباری روسیه گذراند.
بگین پس از آزادی به رهبر یک گروه شبهنظامی صهیونیستی تبدیل شد و علیه دولت قیمومیت بریتانیا که در آن زمان بر منطقهی فلسطین حکومت میکرد دست به مبارزه زد. همین کارهای او باعث شد تا در نهایت به عنوان ششمین نخستوزیر اسرائیل انتخاب شود. شخصیت «مگنیتو» در فیلمهای لایو-اکشن «ایکس-من» توسط بازیگران مشهوری مانند «ایان مککلن» و «مایکل فاسبندر» به تصویر کشیده شده است و گفته میشود که این شخصیت به زودی در دنیای سینمایی مارول نیز حضور خواهد یافت. در انتها باید گفت، در حالی که کمیکهای «ایکس-من» از وقایع و شخصیتهای واقعی الهام میگیرند، درک درست داستان و ریشههای هر شخصیت، به درک عمیقتر مفاهیم مطرح شده در این آثار کمک میکند.
در این نسخه، فیوری به یک مرد آفریقایی – آمریکایی تبدیل شد (البته همچنان تک چشم بود) و ظاهر او بر اساس بازیگر مشهور دنیای سینما، ساموئل ال. جکسون، شکل گرفت. این همان نسخهای است که در دنیای سینمایی مارول مورد استفاده قرار گرفت و جالبتر اینکه، آنها برای بازی در این نقش، خود ساموئل ال. جکسون را انتخاب کردند. انتخاب بازیگر دیگر عالیتر نمیشود.
«جی. جوناه جیمسون» ناشر روزنامهی «دیلی بیوگل» – یا بهتر بگوییم، سردبیر دیوانهی ضد مرد عنکبوتی – در نیویورک سیتی، به نوعی یک شخصیت ضدقهرمان برای مرد عنکبوتی محسوب میشود. همهی ما او را به خاطر راهاندازی کمپینهای تخریب علیه مرد عنکبوتی – به خاطر دارید او برای گرفتن عکسهای نامتعارف از مرد عنکبوتی به عکاسها پول پرداخت میکرد؟ – شخصیت آتشین و سیگاری که همیشه در دست دارد به یاد میآوریم. جیمسون در فیلمهای مختلفی از مرد عنکبوتی حضور داشته و توسط جی. کی. سیمونز به بهترین شکل ممکن به تصویر کشیده شده است.
لی در مصاحبهای فاش کرده که جیمسون را بر اساس نسخهای بسیار نقزنتر از خودش ساخته است. نویسندگان مرد عنکبوتی، تام دفالکو و گری کانوی، بر این باورند که «جی. جونا جیمسون» نزدیکترین تصویری است که استن لی فقید تا به حال از خودش در کمیکهایش به نمایش گذاشته است. در واقع، برخی از دیالوگهایی که آنها برای جیمسون نوشتهاند، مستقیما از دهان استن لی بیرون آمده است.
ماهیت سرسخت، خشن و عصیانگر «ولورین» او را به یک موفقیت فوری و غیرمنتظره در میان گروه عظیم قهرمانان «مردان-ایکس» تبدیل کرد و این محبوبیت غیرمنتظره تا همین امروز ادامه دارد. او به شکل تاثیرگذاری توسط هیو جکمن در فیلمهای لایو – اکشن «مردان-ایکس» به تصویر کشیده شده است که به غیر از قد بلندش، در تناسب کامل با ویژگیهای ابرقهرمان است. جکمن قرار است در فیلم «ددپول و ولورین» (Deadpool & Wolverine) که همین امسال اکران خواهد شد دوباره در هیبت این ابرقهرمان ظاهر شود، جایی که «ولورین» سرانجام دقیقا همان لباسی را که در کمیک بوکها به تن دارد را خواهد پوشید.
تاثیر هیوز فراتر از دنیای واقعی بود و به دنیای داستانها نیز راه یافت. استن لی از هاوارد هیوز به عنوان منبع الهام برای خلق شخصیت ثروتمند کمیکهای خود یعنی «تونی استارک»، که با نام مرد آهنی نیز شناخته میشود استفاده کرد. استارک، درست مانند هیوز، یکی از خلاقترین ذهنهای زمانهی خودش و پیشگام صنعت است. استارک همچنین شهرت عیاش بودن هیوز را نیز به ارث برده است. «تونی استارک» در دنیای سینمایی مارول به طرز معرکهای توسط رابرت داونی جونیور به تصویر کشیده شد، بازیگر فوقالعادهای که یکی از جذابترین شخصیتهای فیلمهای مارول را برایمان جاودانه کرد و به تازگی اولین جایزهی اسکار خود را برای ایفای نقش مکمل مرد فیلم «اوپنهایمر» (Oppenheimer) جشن گرفته است.
