
ساعتها و روزها یکییکی گذشتند، حتی سال هم عوض شد اما آیکون اتصال همچنان بیحرکت مانده و علامت خطر کنار آن گواه اینواقعیت تلخ است که دسترسی بهفضای بینالملل همچنان قطع است. ۱۲هفته از خاموشی گسترده اینترنت میگذرد و زندگی میلیونها ایرانی با وقفهای ناگهانی و خانمانسوز روبهرو شده است. برای بسیاری اینفقط یکقطعی ساده نیست بلکه بهمعنای نابودی زندگی، کسبوکار، معیشت و غرقشدن در انزواست. از همان روزهای نخست درگیری در اسفندماه پرسشی که ذهن عموم جامعه را مشغول کرده این است: «اینترنت بالاخره چه زمانی وصل خواهد شد»؛ پرسشی که پاسخش نه در میان مردم یافت میشود و نه مسوولان توانایی جوابدادن بهآن را دارند. باوجود آتشبس امیدهایی برای بازشدن دوباره دروازههای فضای بینالملل بر روی مردم در کشور ایجاد شد اما اینامر نهتنها اتفاق نیفتاد بلکه با مصوبات و کاغذبازیهای شوراها دسترسی بهاین فضا تنها برای گروهی خاص و با پرداخت هزینههای هنگفت ممکن شده تا صرفا از «آن سوی دیوار» مطلع شوند.
درشرایطیکه بهبهانه «فضای جنگی کشور» سد محکمی بر ارتباطات کشیدند پرسش اساسی این است که «چرا فقط مردم عادی حق دسترسی ندارند؟» آیا کسانی که خونشان رنگینتر است یا توان مالی بالاتری دارند تنها مستحق دسترسی هستند؟ اینها نهتنها سوالاتی برای نگارش گزارش بلکه حقیقت امروز و پرسشهای بنیادین جامعه از مسوولان حکومتی است. دولتی که خود با وعدههای عدالت، آزادی و حق دسترسی بر سر کار آمد اکنون حتی توانایی پاسخگویی بهچرایی وصلنشدن اینترنت را ندارد و همواره از وظیفه مهمی که بر گردنش هست شانه خالی میکند.
