»سالی که نکوست از بهارش پیداست»
شب سال نوی با فرض امنیت پیش میرود. شبی که این باور وجود دارد آن چیزی که میخواهد رخ دهد بهتر از چیزیست که پیش از آن رقم خورده است. در دنیای کمیکها، این تصور یک هدف را پدید میآورد. هنگامی که یک داستان در هنگام شب سال نوی میلادی جریان پیدا میکند، تاریکی خیلی زود جان میگیرد. این ایده که یک آغاز تازه در واپسین لحظات از بین میرود یک سناریوی بیرحمانه را میآفریند. مرگ در کمیکها در شب سال نوی میلادی تنها با المان شوک مخاطبان را به خود جذب نمیکنند، بلکه به گونهای طراحی شدهاند تا امید را از بین ببرند.
در طول زمان، شب سال نوی میلادی در دنیای کمیکها تبدیل به یک سینگال روایی شده است. خوانندگان به این نتیجه رسیدند که اگر یک کمیک این شب را برای روایت خود برگزیند، اتفاقی بازگشتناپذیر رخ خواهد داد. نیمهشب فقط یک مقطع زمانی نیست، یک خط داستانیست که منتظر عبور کاراکترهاست. آتشبازی شروع میشود. سال تازه فرا میرسد. اما به جای نو شدن، چیزی از دست میرود که قابل جایگزینی نیست.
