
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بیرون از خانه به اندازه کافی خبرهای استرسزا هست؛ نگذاریم این استرس، خانواده ما را از هم بپاشد. وقتی میترسیم یا نگرانیم، ناخواسته با همسر، فرزند یا والدینمان تندتر حرف میزنیم یا سر مسائل کوچک میجنگیم. بیایید یاد بگیریم چطور در این روزهای سخت، به جای قضاوت کردن، پناهگاه هم باشیم.
درک تغییرات فیزیولوژیک در شرایط جنگی (رویکرد عصبشناختی)
بنابر روایت فارس، در زمان بحرانهای طبیعی و جنگ، بخشی از مغز به نام «آمیگدال» (مسئول پردازش ترس و تهدید) بیشفعال میشود و قشر پیشپیشانی (مسئول منطق و کنترل تکانه) کارکرد خود را تا حدودی از دست میدهد.اعضای خانواده باید آگاه باشند که پرخاشگری، لجبازی یا اختلاف نظرهای شدید در این دوران، لزوماً نشانه مشکلات عمیق خانوادگی نیست، بلکه واکنش مغز به یک تهدید بیرونی است.
بیایید پیش از شروع هر بحثی در خانه، سطح استرس یکدیگر را بسنجیم. اگر عضوی از خانواده اخبار بدی شنیده یا به شدت مضطرب است، گفتگو دها: خانواده باید توافق کند که در زمانهای خاصی (مثلاً سر میز غذا یا قبل از خواب) صحبت درباره اخبار، جنگ و اختلافات ممنوع است.
این فضاهای خالی از تنش، برای بازسازی روانی اعضا حیاتی است.
پذیرش تفاوت در مکانیسمهای دفاعی: درک کنید که آدمها در بحران متفاوت عمل میکنند. یک نفر ممکن است بخواهد مدام حرف بزند، دیگری ممکن است سکوت کند یا خود را با کار سرگرم کند. احترام به این تفاوتها و برچسب نزدن به یکدیگر (مثلاً بیتفاوت خواندن کسی که سکوت کرده) کلید همدلی است.
خلاصه کلام اینکه، استرسهای دوران بحران مانند ترکشهای نامرئی هستند که مستقیماً روان اعضای خانواده را هدف قرار میدهند. آگاهی از این واقعیت که پرخاشگریهای این روزها، واکنشِ طبیعی مغز به احساس ناامنی است، اولین قدم برای گذشت و درک متقابل است.
