
اقتصاد ۲۴- امروز پنجشنبه ۲۱ تیرماه است و در اتفاقی کم سابقه، ۱۴ استان بهطور کامل در تعطیلی به سر میبرند. دلیل این تعطیلی نیز «جلوگیری از خاموشی سراسری و قطع برنامهریزی شده برق» عنوان شده است. بر اساس آمارها، تقاضای مصرف برق کل کشور به بیش از ۷۷ هزار مگاوات رسیده و ایران آخر هفته داغی را سپری میکند. دمای هوا در ایستگاه هواشناسی «شبانکاره» بوشهر به بیش از ۵۴ درجه سانتیگراد رسیده و رکورد افزایش دما را جابهجا کرده و در این میان، شبکه برق، در مقابل این موج گرما تابآوری ضعیفی پیدا کرده است.
بنابراین پیشبینی شده که استانهای سمنان، زنجان، خوزستان، قم، بوشهر، مرکزی، اصفهان، یزد، سیستان و بلوچستان، چهارمحال و بختیاری، کرمان، خراسان جنوبی، قزوین و لرستان با کمبود برق مواجه شوند و بهترین راهکاری که به ذهن مسوولان رسیده، «تعطیلی» این استانها بوده است. ناترازی در تولید و مصرف برق در روزهای گذشته موجب شده تا راهکار تکراری «قطع برق صنایع» نیز امسال بار دیگر اجرایی شود و حتی نایبرییس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران احتمال دارد که «قطعی برق شهرکهای صنعتی از یک روز در هفته به دو روز افزایش یابد.» اتفاقی که برخلاف ماده ۲۵ قانون بهبود محیط کسب و کار است. در روزهایی که کارخانجات مستقر در شهرکهای صنعتی برق ندارند، کار هم تعطیل است و کارفرما مجبور میشود که روز پنجشنبه و جمعه را جایگزین روز «بی برقی» کند و آن هم مشکلات خاص خود را دارد، چون سیستم اداری کشور و بازار تعطیل هستند.
در تهران هم به عنوان کلانشهری با جمعیت نزدیک به ۱۴ میلیون نفری، به تازگی «خاموشی پیشبینی نشده» برقرار شده است. روزنامه «دنیای اقتصاد» در این باره گزارش داده که «برق محلههایی از منطقه ۶ تهران از روز جمعه گذشته، هر روز راس ساعت ۱۲ ظهر به مدت حداقل ۲ ساعت قطع میشود و طی روزهای گذشته برق محلههایی از مناطق مسکونی همچون منطقه ۲ و منطقه ۵ نیز در ساعت مشخص قطع شده است.» برخی از ساکنان شهرهای اقماری تهران نیز در تماس با «اعتماد» از قطع برق و خاموشی طی روزهای گذشته خبر داده و حتی گفتهاند که در مقاطعی از ساعات روز «آب» نیز قطع میشود. با اینکه در اطلاعیههای توانیر و وزارت نیرو، همواره انگشت اتهام مصرف بالای برق در ایران به سمت مردم و شهروندان عادی یا برخی کسب و کارها گرفته شده، اما به نظر میرسد که موضوع ناترازی انرژی- بهطور مثال خاموشیها در تابستان و افت فشار گاز در زمستان- پیچیدهتر از آن است که بتوان با «رعایت الگوی مصرف» یا «پرداخت جایزه صرفه جویی به مشترکان» یا حتی «جریمه بدمصرفها» رعایت شود. مشکل کجاست و چرا هر سال بدتر میشود؟
