۵ اشتباه منافقین در فروغ جاویدان!

مرداد ۱۳۶۷، درحالی‌که جنگ به روز‌های پایانی خود نزدیک می‌شد، غرب ایران صحنه آخرین نبرد بزرگ هشت سال جنگ شد.

۲۰:۲۱ ۰۵ مرداد ۱۴۰۵

مرداد ۱۳۶۷، درحالی‌که جنگ به روز‌های پایانی خود نزدیک می‌شد، غرب ایران صحنه آخرین نبرد بزرگ هشت سال جنگ شد.

باشگاه خبرنگاران جوان – تابستان ۱۳۶۷، جنگ وارد هشتمین سال خود شده بود و نبرد دیگر تنها در امتداد خط مقدم تعریف نمی‌شد. هشت سال تنها آرایش نیرو‌ها را تغییر نداده بود؛ جغرافیای غرب ایران نیز دگرگون شده بود. از نخستین ساعات حمله ارتش عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، زاگرس دیگر فقط امتداد سنگ و بلوط نبود؛ معماری سنگ است. در این سرزمین، کوه جاده را رها نمی‌کند. دیواره‌ها راه را می‌فشارند، دره‌ها میدان مانور را می‌بلعند، پیچ‌ها دید را می‌شکنند و هر خودرویی که وارد این محور شود، ناچار است کیلومتر‌ها بر همان نوار باریک آسفالت حرکت کند. اینجا خروج از جاده، انتخاب نیست؛ سقوط به شیب، سنگ و پرتگاه است.

فرماندهان ایرانی این زمین را از بر بودند. آنان می‌دانستند آفتاب نخست بر کدام یال می‌تابد، مه در کدام دره دیرتر کنار می‌رود، باد از کدام شیار می‌وزد و کدام ارتفاع، می‌تواند سرنوشت یک ستون مکانیزه را تغییر دهد.

در غرب کشور، از مرز خسروی تا کرمانشاه، نزدیک به ۱۸۰ کیلومتر جاده‌ای امتداد داشت که در هشت سال جنگ تقریباً هیچ‌گاه از تیررس آتش دور نماند. این محور از قصرشیرین آغاز می‌شد، از سرپل‌ذهاب عبور می‌کرد، گردنه پاتاق را پشت‌سر می‌گذاشت، به کرند غرب و اسلام‌آباد غرب می‌رسید و پس از عبور از ارتفاعات چهارزبر، وارد دشت کرمانشاه می‌شد.

منبع  : باشگاه خبرنگاران جوان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *