
طراحی میدان ذهن مخاطب پیش از انتشار پیام تا تبدیل روایت مقاومت به هویت جمعی و هدایت ادراک جامعه، همان موضوعی است که تفاوت رسانه اثرگذار با رسانهای که ناخواسته روایت دشمن را بازتولید میکند آشکار میسازد و این یعنی موفقیت رسانههای امروز به حجم محتوا نیست، بلکه به آرایش شناختی رسانهای برای دفاع از مغزها ودلها بستگی دارد.
از جنگ روایت به جنگ شناخت
آنچه امروز با آن مواجهایم، صرفاً تزاحم روایتها نیست زیرا دشمن مدتهاست از سطح پیام عبور کرده و وارد لایههای شناختی ذهن انسان شده؛ او مسئله را تعریف میکند، حساسیتها را جابهجا، خطوط قرمز را عادیسازی و در نهایت، مخاطب را به تصمیمهایی میرساند که گمان میکند «انتخاب شخصی» اوست.در چنین وضعیتی، پاسخ رسانهای اگر صرفاً واکنشی، پراکنده و هیجانی باشد، عملاً در چارچوبی بازی میکند که از پیش توسط دشمن طراحی شده و اینجاست که مفهوم «آرایش شناختی رسانهای» معنا پیدا میکند؛ یعنی چینش آگاهانه نیروها، پیامها و سطوح تصمیمگیری بر اساس منطق عملکرد ذهن انسان.
