
اقتصاد۲۴-اقتصاد ایران در سالهای اخیر نوسانات قابل توجهی را به خود دیده است. تشدید تحریمهای خارجی علیه تهران و در عین حال تداوم یافتن برخی مشکلات ساختاری و سومدیریتها در اقتصاد ایران در کنار عدم اجماع نخبگان سیاسی و اقتصادی در مورد یک گفتمان اقتصادی واحد و منسجم برای کشور سبب شده تا شاهد اُفت قابل توجه برخی شاخصهای مهم اقتصادی و متعاقبا تضعیف وضعیت معیشتی مردم کشورمان باشیم. در این راستا، گاه و بیگاه شاهد انتشار آمارهای معناداری نیز هستیم.
به عنوان مثال، در اواخر سال ۱۴۰۳ بود که “سلام ستوده” نماینده مجلس شورای اسلامی در موضع گیری تاکید کرد که اکنون حدودا ۲۵ میلیون فقیر در کشورمان داریم. در عین حال، برخی ارزیابیها حاکی از این هستند که با توجه به حداقل دستمزدهای پرداختی در کشورمان، یک فرد در تهران به زمانی بالغ بر یک و نیم قرن نیاز دارد تا بتواند خانه دار شود! البته که این موضوع در دیگر بخشهای کشورمان نیز وضعیت بهتری ندارد. اقتصاد ایران در طی چهار سال اخیرا، تورم حداقل ۴۰ درصدی را تجربه کرده این در حالی است که درآمد بخش قابل توجهی از مردم کشورمان به هیچ عنوان متناسب با نرخ تورم رشد نکرده است. موضوعی که بر تشدید فقر و البته تضعیف قدرت خرید مردم اثرگذاری مستقیم و منفی را داشته است.
در این چهارچوب، در سالهای گذشته، بسیاری از تئوریسینها و البته صاحب نظران اقتصادی سعی داشتهاند ضمن مطالعه چالشهای اقتصاد ایران، برای آنها راه حل ارائه کنند و به نوعی نسخه برونرفت از وضعیت کنونی را مطرح سازند. در این میان، یکی از نکات مهم در مورد مشکلات اقتصادی ایرانِ امروز این است که بخش قابل توجهی از این مشکلات ریشههای اجتماعی دارند. مسائلی که خود تحریککننده بحرانهای اقتصادی هستند و البته که از آنها تاثیر نیز میپذیرند. در این رابطه، به طور خاص میتوان به ۳ چشم انداز و چالش نگرانکننده اجتماعی برای اقتصاد ایران اشاره کرد.
