۳۷ سال و یک روز در انتظار شهادت بود

پنج‌شنبه دوم بهمن ۱۴۰۴، برای شرکت در مراسم شب خاطره دعوت می‌شوم. برنامه‌ای که ۳۳ سال است در پنج‌شنبه‌های اول هر ماه و دو ساعت و نیم قبل از اذان مغرب در تالار سوره مهر برگزار می‌شود

پنج‌شنبه دوم بهمن ۱۴۰۴، برای شرکت در مراسم شب خاطره دعوت می‌شوم. برنامه‌ای که ۳۳ سال است در پنج‌شنبه‌های اول هر ماه و دو ساعت و نیم قبل از اذان مغرب در تالار سوره مهر برگزار می‌شود

جوان آنلاین: پنج‌شنبه دوم بهمن ۱۴۰۴، برای شرکت در مراسم شب خاطره دعوت می‌شوم. برنامه‌ای که ۳۳ سال است در پنج‌شنبه‌های اول هر ماه و دو ساعت و نیم قبل از اذان مغرب در تالار سوره مهر برگزار می‌شود، اما به برکت سوم شعبان و روز پاسدار این محفل رنگ و بوی دیگری دارد و به پاسداشت یاد سردار شهید حاج‌محمدحسن محققی از فرمانده شجاع دوران دفاع‌مقدس و عملیات‌های منطقه اختصاص یافته است. 

ورودی سالن، تصاویر و بنر‌هایی از سردار محققی به چشم می‌خورد که مرورشان به سادگی حضور و نقش پررنگ او در دوران دفاع‌مقدس و پس از آن را به تصویر می‌کشد. رزمندگان گردان‌های حبیب و ابوذر با وجود گذشت سال‌ها و ردپای پیری و مو‌های سپید هنوز هم به راحتی شناخته می‌شوند. در این برنامه هر کدام عهده‌دار مسئولیتی هستند و مجدانه پیگیر امور محوله. خانواده سردار نیز از راه می‌رسند؛ ساده و صمیمی. گویی تمام آنچه از سردار محققی خوانده و شنیده‌ای را می‌توانی در اهل بیت او نیز به وضوح لمس کنی. پیش می‌روم و از پسر سردار محققی می‌خواهم که دقایقی با هم گفت‌و‌گو کنیم. او با رویی گشاده و معصومانه عذرخواهی می‌کند و می‌گوید: «در روز‌های آتی با مادر، همراهی تان خواهیم کرد تا به روایتی که از شهید مدنظرتان هست، دست یابید.»
پس به سراغ دیگر دوستان شهید می‌روم؛ آقایان صادقی و عطاران، با وجود آنکه سالن شلوغ است و کار‌ها زیاد، اما آنها با حوصله و صبوری، خانواده، دوستان و همرزمان شهید را یکی‌یکی به من معرفی می‌کنند و فضایی صمیمانه برای گفت‌و‌گو با میهمانان فراهم می‌آورند. روحیه جهادی آنها هنوز هم ستودنی است. اخلاص و تب‌وتاب‌شان برای هرچه بهتر برگزارشدن این مراسم واقعاً دیدنی است. این نوشتارکوتاه که حاصل هم‌صحبتی‌ام با دکتر محمدعلی محققی برادر سردار شهیدحاج‌حسن محققی، آقای شمشیری همرزم و همکار شهید و حجت‌الاسلام محسن مهدوی از دوستان شهید است؛ تقدیم می‌شود به همه رزمندگان و شهدای گردان‌های حبیب و ابوذر.

«از بس که بیچاره‌اش کردیم»

مراسم با حضور خانواده شهید، یاران همرزم و جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر آغاز شد و خاطراتی ناگفته و عمیق از زندگی و روحیات این سردار شهید روایت می‌شود. خانم زهرا کوثری همسر مکرمه شهید محققی به بیان خاطرات خود و آخرین دیدارشان در روز عید سعید غدیر می‌پردازد. او در ادامه به خلقیات والای شهید و تحلیل‌های عمیق او از حملات رژیم‌صهیونیستی اشاره می‌کند و می‌گوید: «یک‌بار از او پرسیدم چرا اسرائیل اینقدر حمله می‌کند؟» با اطمینان و استواری پاسخ داد: «از بس که بیچاره‌اش کردیم.»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *