اما نکتهی دیگری که در قضیهی پانزده خرداد وجود داشت – که جوانهای ما، مردم عزیز ما باید به این نکات توجه کنند؛ اینها مهم است – این بود که در مقابل این کشتار بیرحمانهای که در تهران و برخی نقاط دیگر به وجود آمد، هیچ نهادی از نهادهای دنیا، از این سازمانهای بهاصطلاح حقوق بشر، زبان به اعتراض نگشودند؛ هیچ کس اعتراض نکرد. مردم و روحانیت، در صحنه تنها ماندند. مارکسیستها و دولتهای چپ و گروههای چپ، حتّی حرکت مردم در پانزده خرداد را محکوم کردند؛ گفتند این یک حرکت فئودالیستی بود! ملیگراهائی که دم از مبارزه میزدند، آنها هم این حرکت را محکوم کردند؛ گفتند یک حرکت کور و بیهدف بود، یک حرکت افراطی بود! هر جائی که مردمان عافیتطلب و راحتطلب، در وسط میدان مبارزه، جائی برای خود باز نمیکنند و خطرپذیری نمیکنند، انسانهای مؤمن و مبارز را به تندی و افراطیگری متهم میکنند؛ گفتند اینها افراطی بودند؛ حرکت، حرکت افراطی بود. امام به پشتوانهی این مردم، تنها ماند در میدان؛ اما به معنای حقیقی کلمه، یک رهبر آسمانی و معنوىِ قاطع و مصمم را در چهرهی خود به همهی مردم و به تاریخ نشان داد.
۱۵ خرداد ۴۲؛ نقطهى عطف انقلاب اسلامی/ روایتی از قیام ۵۵ سال قبل
در ۱۵ خرداد سه عنصر وجود داشت. یکى عنصر مردم بود، یکى عنصر رهبر و امام (ره) بود و سومى عنصر انگیزهى مذهبى و روح شهادتطلبى و فداکارى براى خدا بود. نطفهى انقلاب ما با این سه عنصر بسته شد
15 خرداد 1397
در ۱۵ خرداد سه عنصر وجود داشت. یکى عنصر مردم بود، یکى عنصر رهبر و امام (ره) بود و سومى عنصر انگیزهى مذهبى و روح شهادتطلبى و فداکارى براى خدا بود. نطفهى انقلاب ما با این سه عنصر بسته شد
