
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شهناز طی عمر هنری خود، در کنار بسیاری از چهرههای موسیقی از جمله تاج اصفهانی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، ادیب خوانساری، حسن کسائی، اکبر گلپایگانی، همایون خرم، علی تجویدی، محمدرضا شجریان و … ساز نواخت و اینگونه شد که شجریان در وصف او گفت: «ساز شهناز در من زندگی میکند و من با ساز شهناز زندگی میکنم. من تنها خوانندهای هستم که خودم را شاگرد جلیل شهناز میدانم.
براساس گزارش ایسنا، ساز این نوازنده بیبدیل، یک ساز آوازی است، برخلاف دیگر نوازندهها که ۸۰ درصد، سازی میزنند و فقط ۲۰ درصد آوازی. جلیل شهناز به بیان واقعی به نوازندگی تار رسیده است؛ چرا که در گیرودار ردیف و تقلید از دیگران نماند و مانند آبشاری خروشان در جریان است.»
جلیل شهناز که خاستگاهش خانوادهای هنری بود، خود را اینگونه معرفی میکرد: «من یک عمر؛ یعنی ۴۰ سال در خانوادهای هنرمند رشد و نمو کردم. پدرم (شعبان خان) استاد مسلم موسیقی بود و دو برادرم که خیلی عالی بودند. من آن زمان مدرسه میرفتم ولی پدر تاکید داشت که روی ساز موسیقی کار کنم.»
او همچنین در گفتوگویی با بهمن بوستان (پژوهشگر موسیقی ایرانی و ادبیات فارسی) درباره خود گفته بود: «من بعد از تحصیلات ابتدا حواسش نبوده است. تا اینکه مادر ایشان میآمده میگفته «عبدالحسین مگر نمیبینی فیتیله در حال سوختن است، چرا هنوز ساز میزنی؟»
هنرمند باید زمان روحی داشته باشد. خدا میداند که گاهی دو ماه یک بار مضرابم را به ساز میزنم که همسرم میگوید «شما اصلا ساز نمیزنی تمرین نمیکنی! چرا باید اینگونه باشد؟»
در زمان مرحوم درویش خان براساس نقل قولی از مرحوم آقای خالقی، ایشان را به دربار احضار میکنند و میگویند که شب جمعه باید برود و ساز بزند. اما او میگوید «به مولا ۱۰ شب است ساز نزدم و تمرین نکردم. نمیآیم. ممکن است آنجا مضرابها از دست من بیفتد.»
جلیل شهناز زاده یکم خرداد ۱۳۰۰ در اصفهان بود، که ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ در سن ۹۲ سالگی در تهران درگذشت و پیکر او در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
اینگونه است که کار موسیقی حال میخواهد. آدم باید روحیه داشته باشد. باید بتواند با افکار باز ساز بزند. میگویند گریه کردن هم دل خوش میخواهد. آدم وقتی روحش کسل باشد کجا میتواند ساز بزند؟ فراغتی نیست!»
۵۹۲۴۴
