قاچاق سوخت دیگر یک تخلف اقتصادی نیست؛ مسیری است که در آن ثروت ملی با شبکههایی سازمانیافته، نفوذی و چندلایه تاراج میشود. از جریمه ۱۱ همتی که کمتر از دو ساعت پرداخت میشود تا لولهکشیهای ۴ کیلومتری در دل روستاها، همه نشانههایی است از قدرت دانهدرشتهایی که سالهاست از دل ساختارهای ناقص، سهمیههای غلط و خلأ نظارت فربه شدهاند، خطری که امروز نه فقط جیب مردمکه امنیت کشور را هدف گرفتهاست.
جوان آنلاین: یک قاچاقچی سوخت بعد از یک سال کار اطلاعاتی و انتظامی دستگیر میشود. قوه قضائیه او را ۱۱ هزار میلیارد تومان جریمه و از او ملک برای کار کارشناسی طلب میکند، اما قاچاقچی با جسارت و اعتماد به نفس (کدام نفس؟) میگوید، ملک چیه! کارشناسی چیه! و کل ۱۱ همت را در کمتر از دو ساعت جیرینگی پرداخت میکند! سردار رادان فرمانده کل انتظامی و سردار رحیمی رئیس پلیس امنیت اقتصادی دیروز در اولین همایش ملی پیشگیری و مبارزه با قاچاق فرآوردههای نفتی ضمن اعلام این خبر با نهایت تأسف و تعجب، یادآور شدند که بسیاری از درآمد این قاچاقچیان وارد کار تروریستی میشود. گاهی تا دو برابر بنزینی که وارد میکنیم به دست قاچاقچیان از کشور خارج میشود، یعنی سوخت را با پول بیتالمال وارد میکنیم و سوخت تولید داخل هم با یارانه مطلق عرضه میشود، سپس روزانه تا ۳۰ میلیون لیتر (بنا بر گفته رئیس مجلس) خارج میشود. قاچاقچی، اما مثل یک جسور دلیر میایستد و کل جریمهاش را جرینگی پرداخت میکند. چند سال است که این داستان تکرار میشود، اما حل نمیشود!
قاچاق سوخت دیگر یک تخلف اقتصادی نیست؛ مسیری است که در آن ثروت ملی با شبکههایی سازمانیافته، نفوذی و چندلایه تاراج میشود. از جریمه ۱۱ همتی که کمتر از دو ساعت پرداخت میشود تا لولهکشیهای ۴ کیلومتری در دل روستاها، همه نشانههایی است از قدرت دانهدرشتهایی که سالهاست از دل ساختارهای ناقص، سهمیههای غلط و خلأ نظارت فربه شدهاند، خطری که امروز نه فقط جیب مردمکه امنیت کشور را هدف گرفتهاست.
بر اساس گزارشها و آمار پلیس و دیگر نهادهای مسئول در حوزه مبارزه با قاچاق کالا و سوخت، روزانه بیش از ۲۰ میلیون لیتر بنزین و گازوئیل از کشور به روشهای مختلف قاچاق میشود. این رقم در حالی اعلام میشود که به گفته مقامهای انتظامی، آمار موجود چندان دقیق نیست و احتمال میرود میزان واقعی قاچاق سوخت بسیار بیش از این باشد. همین موضوع نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از سرمایه ملی، آن هم در شرایطی که کشور با چالشهای متعدد اقتصادی و محدودیتهای مالی دستوپنجه نرم میکند، در روز روشن توسط افراد و شبکههایی خاص به یغما برده میشود. حجم بالای این قاچاق ـ رقمی که حتی تصور آن برای بسیاری دشوار است ـ بهخوبی بیانگر آن است که چنین فعالیتهایی بدون حمایتها، هماهنگیها و ریشههای عمیق پنهان امکانپذیر نیست. وقتی صحبت از ۲۰ میلیون لیتر در روز است، دیگر نمیتوان موضوع را صرفاً به چند سودجو یا مسیرهای مرزی محدود نسبت داد، بلکه باید پرسید چه دستهای پشتپردهای، چه منافع کلانی و چه شبکههای سازمانیافتهای زمینهساز ادامهدار بودن این روند هستند.
در این ماجرا بهروشنی ردپای قاچاقچیان یقهسفید یا همان دانهدرشتها دیده میشود؛ موضوعی که این پرسش را برای افکار عمومی مطرح میکند که آیا نهادهای نظارتی، قضایی و انتظامی توان برخورد با این افراد را ندارند؟ چگونه ممکن است مقابل چشمان همین نهادها، از یک روستا تا ساحل دریا ۴ کیلومتر لولهکشی برای رساندن سوخت به لنجهای آماده قاچاق انجام شود و سالها بعد کشف گردد؟ عجیب نیست که چنین پروژهای در روز روشن به سرانجام برسد و عدهای سالها سرمایه ملی را به جیب بزنند و در مقابل، روستاییان و کشاورزان کوخنشین شاهد ساخته شدن کاخهای این افراد باشند.
