شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵ – ۲۲:۲۱
کاهش ۱۰۳ میلیون تراکنش خرید در خرداد ماه، صرفاً یک عدد در گزارشهای اقتصادی نیست؛ این آمار در حقیقت تصویری روشن از تغییر رفتار مصرف کنندگان و کاهش قدرت خرید خانوارهاست.
وقتی در فاصله تنها یک ماه، ۴۴ هزار میلیارد تومان از گردش خرید روزانه مردم خارج میشود، باید پذیرفت که اقتصاد با مسئلهای عمیقتر از نوسانات مقطعی روبروست. این اتفاق را نمیتوان تنها به عوامل روانی یا تغییرات فصلی نسبت داد، زیرا افت خرید در شرایطی رخ داده که به گفته گزارشها، فضای روانی ناشی از جنگ نیز تا حدی فروکش کرده بود و انتظار میرفت بازارها به سمت رونق حرکت کند.
اقتصاد زمانی زنده است که مردم خرید کنند، تولید کننده بفروشد، سرمایه در بازار گردش داشته باشد و بنگاهها برای آینده برنامهریزی کنند. اما کاهش ناگهانی حجم خریدها نشان میدهد که خانوارها بیش از گذشته به سمت حذف هزینههای غیر ضروری و حتی محدود کردن خرید کالاهای ضروری حرکت کردهاند.
این رفتار، بیش از هر چیز از کاهش اعتماد مردم به آینده اقتصادی و نگرانی نسبت به درآمدهای پیش رو حکایت دارد.
وقتی شهروندان به جای مصرف، پول اندک خود را برای روزهای سختتر نگه میدارند، اقتصاد وارد چرخه خطرناکی میشود؛ چرخهای که در آن کاهش تقاضا به افت فروش، کاهش تولید، تعدیل نیروی کار و در نهایت کاهش بیشتر درآمد خانوارها منجر میشود. این همان دور باطلی است که بسیاری از اقتصادهای گرفتار رکود با آن دستوپنجه نرم کردهاند و خروج از آن نیازمند سیاستهای دقیق، سریع و اعتمادساز است.
نکته نگران کننهای اقتصادی را به دنبال دارد که آثار آن به تدریج در اشتغال، سرمایهگذاری و حتی درآمدهای عمومی کشور نمایان خواهد شد.
از سوی دیگر، اگرچه گاهی برخی شاخصهای کلان اقتصادی نشانههایی از بهبود را نمایش میدهند، اما معیار اصلی سلامت اقتصاد، وضعیت معیشت مردم است. زمانی که مردم توان یا تمایل خرید ندارند، رشدهای آماری نیز نمیتواند نشانه واقعی رونق باشد. اقتصادی که در آن فروشگاهها خلوتتر، بازارها کممشتریتر و تراکنشهای بانکی رو به کاهش است، با واقعیتی متفاوت از آمارهای خوشبینانه مواجه است.
کاهش خرید مردم پیامی روشن برای سیاستگذاران دارد؛ جامعه بیش از هر زمان دیگری به ثبات، مهار تورم، افزایش قدرت خرید و ایجاد امید نسبت به آینده نیاز دارد. اگر این پیام جدی گرفته نشود، افت مصرف میتواند به رکودی عمیقتر تبدیل شود؛ رکودی که نهتنها بنگاههای اقتصادی، بلکه اشتغال، سرمایهگذاری و رفاه عمومی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. اقتصاد با شعار رونق نمیگیرد؛ این مردم هستند که با قدرت خرید خود چرخ اقتصاد را به حرکت درمیآورند و هنگامی که دستشان از خرید کوتاه شود، موتور اقتصاد نیز آرامآرام از حرکت بازمیایستد.
وقتی در فاصله تنها یک ماه، ۴۴ هزار میلیارد تومان از گردش خرید روزانه مردم خارج میشود، باید پذیرفت که اقتصاد با مسئلهای عمیقتر از نوسانات مقطعی روبروست. این اتفاق را نمیتوان تنها به عوامل روانی یا تغییرات فصلی نسبت داد، زیرا افت خرید در شرایطی رخ داده که به گفته گزارشها، فضای روانی ناشی از جنگ نیز تا حدی فروکش کرده بود و انتظار میرفت بازارها به سمت رونق حرکت کند.
اقتصاد زمانی زنده است که مردم خرید کنند، تولید کننده بفروشد، سرمایه در بازار گردش داشته باشد و بنگاهها برای آینده برنامهریزی کنند. اما کاهش ناگهانی حجم خریدها نشان میدهد که خانوارها بیش از گذشته به سمت حذف هزینههای غیر ضروری و حتی محدود کردن خرید کالاهای ضروری حرکت کردهاند.
این رفتار، بیش از هر چیز از کاهش اعتماد مردم به آینده اقتصادی و نگرانی نسبت به درآمدهای پیش رو حکایت دارد.
وقتی شهروندان به جای مصرف، پول اندک خود را برای روزهای سختتر نگه میدارند، اقتصاد وارد چرخه خطرناکی میشود؛ چرخهای که در آن کاهش تقاضا به افت فروش، کاهش تولید، تعدیل نیروی کار و در نهایت کاهش بیشتر درآمد خانوارها منجر میشود. این همان دور باطلی است که بسیاری از اقتصادهای گرفتار رکود با آن دستوپنجه نرم کردهاند و خروج از آن نیازمند سیاستهای دقیق، سریع و اعتمادساز است.
نکته نگران کننهای اقتصادی را به دنبال دارد که آثار آن به تدریج در اشتغال، سرمایهگذاری و حتی درآمدهای عمومی کشور نمایان خواهد شد.
از سوی دیگر، اگرچه گاهی برخی شاخصهای کلان اقتصادی نشانههایی از بهبود را نمایش میدهند، اما معیار اصلی سلامت اقتصاد، وضعیت معیشت مردم است. زمانی که مردم توان یا تمایل خرید ندارند، رشدهای آماری نیز نمیتواند نشانه واقعی رونق باشد. اقتصادی که در آن فروشگاهها خلوتتر، بازارها کممشتریتر و تراکنشهای بانکی رو به کاهش است، با واقعیتی متفاوت از آمارهای خوشبینانه مواجه است.
کاهش خرید مردم پیامی روشن برای سیاستگذاران دارد؛ جامعه بیش از هر زمان دیگری به ثبات، مهار تورم، افزایش قدرت خرید و ایجاد امید نسبت به آینده نیاز دارد. اگر این پیام جدی گرفته نشود، افت مصرف میتواند به رکودی عمیقتر تبدیل شود؛ رکودی که نهتنها بنگاههای اقتصادی، بلکه اشتغال، سرمایهگذاری و رفاه عمومی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. اقتصاد با شعار رونق نمیگیرد؛ این مردم هستند که با قدرت خرید خود چرخ اقتصاد را به حرکت درمیآورند و هنگامی که دستشان از خرید کوتاه شود، موتور اقتصاد نیز آرامآرام از حرکت بازمیایستد.
فرهاد خادمی
