دکترای جامعهشناسی در گفتوگو با «جوان»: معمولاً در شرایط جنگی انتظار میرود جامعه دچار گسست، ناامیدی یا انفعال شود، اما برعکس آن اتفاق افتاد و خیابانهای ایران به محلی برای انسجام بیشتر تبدیل شد
جوان آنلاین: این ۱۰۰ شبی که گذشت، نوید یک قرن پرافتخار برای ایران است. کمتر کسی پیشاز آغاز جنگ میتوانست این همگرایی ایرانیان را پیشبینی کند. حالا جنگ تحمیلی دوم و سوم، جامعه ایرانی را بیشازپیش حول ارزشهای مشترک گردهم آورده است. ۱۰۰ سال پیش انگلیسیها رضاخان را سر کار آوردند و البته به وقتش هم کنار گذاشتند؛ حالا این ایرانیهای مبعوثشده ۱۰۰ شب است که پرچمبهدست به استقلال خود افتخار میکنند. در میانه جنگ دوم جهانی، محمدعلی فروغی و دربار وابسته ایرانی دست به دامن مذاکره با انگلیس شد تا بلای استعمار و جنگ را از سر ایران برهاند و آخر هم با ذلت تن به اشغال ایران داد؛ حالا ولی قدرتهای بزرگ در شرق و غرب، تسلیم قدرت اراده و ایمان ایرانیها در میدان و مذاکره شدهاند؛ حال ناخوش وابستگان منطقهای و فرامنطقهای این قدرتها هم خریدن دارد. این رستاخیز عظیم که حیرت جهان را هم برانگیخته است، طلیعه قرن احیای عظمت ایران است.
۱۰۰ شب گذشت، ۱۰۰ شب از وقتی که آسمان این مرز و بوم، مورد تجاوز دشمنان قرار گرفت. صد شب از زمانی که برخی گمان میکردند حضور مردم در میادین اصلی و معابر شهری تنها یک رفتار هیجانی است و وقتی التهاب روزهای نخست فروکش کند، خیابانها نیز به سکوت بازمیگردند، اما دیدند که چنین نشد.
هر شب، در گوشهای از ایران، مردمانی از قومیتها، سلایق و نسلهای مختلف، کنار هم ماندند و ایستادگی کردند. قرار نانوشتهای که، نه با بخشنامه شکل گرفت و نه با اجبار ادامه پیدا کرد؛ قرار حضور، قرار همدلی و قرار برای دفاع از خانهای به نام ایران.
خیابانها در این صد روز، تنها جایی برای رفتوآمد نبود، بلکه به صحنهای برای نمایش انسجام ملی تبدیل شد. صحنهای که تصاویر آن، بارها و بارها در رسانههای داخلی و خارجی بازتاب یافت و روایت تازهای از جامعه ایرانی را به نمایش گذاشت، جامعهای که در بزنگاههای تاریخی، اختلافها را کنار میگذارد و حول مفهوم وطن به نقطهای مشترک میرسد.
