
ثبتِ تاریخ، بهویژه در مقاطع حساس و سرنوشتساز، نیازمند ساختاری است که بتواند میان تجربه و نگاه میدانی تعادل ایجاد کند. روزهای اخیر، انتشار نام برخی چهرههای سینمایی برای تولید آثار مستند درباره رویدادهای مهم، واکنشهایی را برانگیخت، اما آیا این اسامی به معنای حاشیهنشینی مستندسازان میدانی است؟
محمدرضا گودرزیمهر مستندساز در گفتوگو با میزان از زاویهای متفاوت به این ماجرا نگاه کرده و معتقد است که ریشه اصلی دلخوریها، در خلأ اطلاعرسانی دقیق درباره ماهیت سرپرستی گروههاست.
افراد معرفیشده قرار است هدایت گروهها را بر عهده داشته باشند، نه اینکه بهتنهایی مستند بسازند
این مستندساز افزود: مشابه همین اتفاق در ایام جنگ ۱۲ روزه و همچنین در جنگ رمضان هم رخ داده بود؛ به این معنا که مستندسازان باتجربه، پیشکسوت و شناختهشده سرپرستی گروهی از مستندسازان را بر عهده داشتند، آنها را هدایت میکردند، پشتیبانی میکردند و به پیشبرد کار کمک میکردند و تنها تفاوت این بود که در آن مقاطع، این اسامی رسانهای نشد و اساساً ضرورتی هم برای انتشار آن وجود نداشت.
وی ادامه داد: من با اطلاع عرض میکنم که سازمانهایی که برای این کار بودجه داشتند و بهطور رسمی در حال تولید رسانهای بودند، دقیقاً همین شیوه را در پیش گرفته بودند؛ یعنی یک سرپرست مشخص برای هدایت گروه و مجموعهای از مستندسازان که در میدان کار میکردند. این مدل باعث میشود گروههای مستندسازی چابکتر، دقیقتر و باکیفیتتر عمل کنند، چون مستندسازها زبان همدیگر را میفهمند، نیازهای یکدیگر را درک میکنند و این همدلی، کار را برایشان دلچسبتر و مؤثرتر میکند.
مسئله اصلی، سوءتفاهمی است که از نحوه اطلاعرسانی به وجود آمده است
