بحران همیشه دو ویژگی اصلی دارد؛ سرزده از راه میرسد و بیمحابا هر آنچه که بر سر راهش قرار دارد را در بر میگیرد. درست مانند تندبادی که بدون آنکه نقشی در وزیدن آن داشته باشیم، به سراغ خانههای ما میآید و تابآوری و استحکام سازهها را محک میزند. یادی کنیم از نقلقول مشهور «چارلز آر. سویندول»، نویسنده و سخنران آمریکایی که میگوید: ۱۰ درصد زندگی اتفاقاتی است که برای ما میفتد و ۹۰ درصد باقیمانده، واکنش ما به آن اتفاقات است.
تقریبا ۵ سال بعد از بحران همهگیری کرونا، بار دیگر این سوال مطرح شد: واکنش کسبوکارها به بحرانهای پیش آمده چیست، چقدر برای وضعیتهای نااطمینانی آماده بودند و از همه مهمتر، چه برنامهای برای وقایع پیشبینی نشده آتی دارند؟ در دل جنگ، وقتی که تردد در تهران و بعضی شهرهای دیگر با احتیاط و اضطراب انجام میشد، زمانی که بسیاری از سازمانها مجبور شدند وضعیت فعالیت خود را به دورکاری تغییر بدهند و وقتی که ریسک مراجعه حضوری لحظه به لحظه بالاتر میرفت، فعالیت غیرحضوری بار دیگر بهعنوان یک گزینه اجتنابناپذیر روی میز مدیران آمد.
