بسیاری طی سالهای گذشته با دلایل منطقی یا گاهی غیرمنطقی سعی داشتند با کنار زدن غول کنکور شرایط تحصیلات دانشگاهی را برای عموم آیندهسازان کشور مهیا کنند، اما مافیای کنکور قدرتمندتر از آن بود که زور کسی یا حتی ارگانی به آن برسد، اما امروز شاهد آن هستیم که اطمینان نداشتن از آیندهای روشن، به حریف قدرتمندی برای مافیای کنکور تبدیل شدهاست.
جوان آنلاین: و باز هم کنکور! این غول بیشاخ و بیدم انگار قرار نیست بمیرد. هر سال با مصوبات عجیب و غریب، جان تازهای هم میگیرد. حالا چند وقتی میشود که این کنکور، سالی دو بار صدها هزار قربانی میگیرد؛ خب فربهتر هم میشود! مافیای هزارتوی این غول بیشاخ و بیدم یکبار در هفتههای منتهی به بهار و یک بار هم در هفتههای منتهی به تابستان، میلیاردها تومان پول میبلعد و یک دوغ گازدار هم رویش! داوطلبان بیچاره هم که دیگر چارهای جز کنکور دادن ندارند، اعتراض خود را به شیوههای دیگری بروز میدهند؛ یا ثبتنام میکنند و سر جلسه حاضر نمیشوند، یا سر جلسه حاضر میشوند و انتخاب رشته نمیکنند، یا انتخاب رشته هم میکنند و به دانشگاه نمیروند! این بلبشوی ناتمام، حالا حواشی به روز شده و دیگری هم دارد. نوبت اول کنکور ۱۴۰۳ در حالی با فراز و نشیبهای بسیار تمام شد که هنوز مشخص نیست چه تعداد از حاضران در این آزمون آینده خود را روشن میدانند.
تنها دو، سه ساعت کافی بود تا دانشآموزانی که ۱۲ سال به امید تحصیل در یک رشته مناسب دانشگاهی جهت آیندهای متفاوت پشت میز کنکور نشستهبودند، دریابند رسیدن به یک آینده روشن همراه با تحصیلات عالیه اصلاً شبیه آن چیزی نبود که تصور میکردند. سختی راه، بسیاری را در همان گام نخست دلزده کرد. شاید به همین دلیل است که هر ساله تعداد زیادی از متقاضیان بعد از عبور از غول کنکور قید تعیین رشته را هم میزنند و مسیر دیگری برای خود باز میکنند.
سالهاست که وعده حذف کنکور، زندگی دانشآموزان را متلاطم کرده، خصوصاً قشر ضعیف که آینده خود را در تحصیلات عالیه دانشگاهی میبینند، اما مافیای کنکور سالهاست بسیاری از آنها را زیر پای خود له میکند. حال آنکه قشر متوسط و قوی به دلیل آموزشهای با کیفیت بالا یا فرصت حضور در کلاسهای متعدد ضربه کمتری در این خصوص میخورند. هر چند که در بین این قشر نیز بسیاری به کسب و کار خانوادگی میپردازند و تحصیلات دانشگاهی برای آنها تنها به معنای داشتن مدرک است و بس، که بدون داشتن این مدرک هم آینده مبهم و تاریکی را پیش روی خود نمیبینند. ضمن اینکه افراد متمول شرایط حضور در دانشگاههای مطرح را هم دارند.
به نظر میرسد بسیاری از داوطلبان خصوصاً کنکور اولیها به رغم مشاهده تجربیات تلخ دیگران همچنان با امید به آینده اقدام به ثبتنام میکنند، اما پرواضح است که امید بسیاری از آنها حتی قبل از نشستن پشت میز کنکور و دست گرفتن برگههای این آزمون دشوار ناامید میشود. ریزش پلکانی متقاضیان از ثبتنام تا حضور در دانشگاه هیچ توجیه منطقی دیگری نمیتواند داشته باشد، جز اینکه دیگر کنکور برای داوطلبان به معنی رسیدن به آینده بهتر نیست.
