به گزارش خبرگزاری آنا، یوسف پزشکیان با انتشار یادداشتی در کانال تلگرامی خود درباره روز بیستم جنگ، نوشت:
«بعد از نماز صبح حرکت کردم به طرف تبریز. قبل از اذان ظهر رسیدم. خانهمان سرد بود. سیستم گرمایشاش را نتوانستیم روشن کنیم. خستگی راه یه کسر خوابم اضافه شده بود و نای جابجایی نداشتم. ۲ تا تشک زیرم و ۲ تا پتو رویم کشیدم و خوابیدم. به این فکر میکردم که بعضیها در سرما دارند از مرزهای کشور مراقبت میکنند تا ما بتوانیم در گرما بخوابیم و استراحت کنیم.
بیدار که شدم رفتم مزار مادرم و بعد دیدن بعضی از اقوام. یکی از آرامترین جاهای این عالم مزار مادر است. حس معنوی خاصی دارد. خیال میکنم آنجا بیش از آنکه بخشی از این دنیای خاکی باشد، قطعهای از یک دنیای دیگر است. از خدا برای همه رفتگان طلب مغفرت و رحمت کردم.
