ساعت 2 بعدازظهر بود اساماسی برای من رسید که امشب فیلم «من مادر هستم» ساعت هشت در سینما آفریقا اکران میشود، فیلمی که من در آن بازی کرده بودم. باور نمیشد با دوستی که در دفتر آقای موسوی، تهیهکننده کار میشناختم تماس گرفتم و گفتم باورم نمیشه یعنی بعد از یک سال و نیم فیلم اکران میشه؟ گفت آره. اکران این سانسش هم به نفع یک موسسه خیریه است. ولی البته ممکنه برادران انصار بریزند و فیلم را پایین بکشند، درست مثل فیلم «خصوصی» به شوخی گفت ممکنه کتک هم بخوری. گفت بلیت برای همسر و دخترت هم کنار بذارم؟ گفتم نه اگر قراره کتک بخورمبذار تنها باشم. گفتم پس اگر خبر جدیدی شد بهم بگو. ساعت پنج شد زنگ زدم، گفت اوضاع روبه راهه. گفت بیانیه انصار رو بخون رو سایتها اومده. خوندم دیدم به وزیر ارشاد تا ساعت 7 فرصت دادن که فیلم رو بیاره پایین. ساعت هفت زنگ زدم گفت فیلم را دادستانی خواسته. کمی بعد ناامیدانه رفتم به سمت سینما، توی راه به این کلمات فکر کردم. دادستانی، انصار حزبالله، کتک خوردن، بستن، گرفتن، مگر من کیام؟ رسیدم دم سینما جمعیت آدمهای آشنا، خبرنگارا، همکارام، مردم. کمکم یادم اومد من بازیگرم از دست وزیر ارشاد، رئیس تلویزیون، رئیس هنرهای نمایشی جایزه گرفتم، الان هم فیلمم داره اکران میشه. بودن تو اون نبود. مردم در سکوت فیلم رو دیدن بعد دست زدن اشک رو تو صورت خیلیها دیدم، اومدیم بیرون جیرانی رو دیدم چقدر پیر شده بود، وسط برادران حزبالله داشت تندوتند مثل همیشه حرف میزد. برگشتم خونه حسین فرحبخش برام پیغام داد که شنبه برادران حزبالله ساعت 11 دم در ارشاد به نشانه اعتراض جمع میشن.
