جامعه ایران که امروز از وجاهت معنوی در منطقه و جهان برخوردار است، به سینمای تراز و امیدبخش و رویاساز نیاز دارد، نه سینمای رویا ستیز.
سوره سینما – حمید خرمی : «پسران دریا» در قالب دو اپیزودی (تکه اول، لوچو، تکه دوم، منگوش) نوعی روایت تماتیک و مضمونی از سینمای «اجتماعی» است که با معرفی کودک «خاورمیانه ای» به جای «کودک ملی»… مضامین جبرزده مانند قمار، عشق و تهور، گسست نسلی، آزار و افسردگی کودکان (Child abuse)، بن بست امید و «هجو فضیلت کار» و را به اسم سینمای کودک، جا زده است، که البته بی شباهت به فیلم «دونده» امیر نادری نیست و احتمالا چشم امیدی هم برای اکران در محافل غربی هم دارد.
داستان فیلم در اپیزود اول، درباره «اسکندر» مردی مستأصل و دورهگرد آواره و بیخانمان در شمال کشور است که یک کودک را به اجبار به کار گرفته در راه قمار تا بتواند بدهیهای خود را پرداخت کند، اما در پایان، سرنوشت هیچکدام معلوم نمیشود و آن کودک برای بقای خود باید این جبر را بشکند. اپیزود دوم نیز درباره نوجوانی جنوبی است که مادرش را بهخاطر فقر ازدستداده و میخواهد از دختری جوان بومی، برای پدرش خواستگاری کند.
