
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، رمان «پسر خدا» سال ۱۴۰۳ به قلم محمدهادی عبدالوهاب منتشر شد. اینکتاب دربرگیرنده داستان آدمهای امروز و بازماندگان جنگ است. ایننویسنده رمان «متولد زمستان» را هم در سال ۱۴۰۰ منتشر کرد و اثری از او در مجموعهداستان گروهی «سیل یام» چاپ شد. عبدالوهاب ۵ سال است بهصورت حرفهای به کار داستاننویسی مشغول است و «پسر خدا» دومینرمان اوست.
به بهانه بررسی اینکتاب با اینداستاننویس به گفتگو نشستیم.
مشروح اینگفتگو در ادامه میآید؛
* آقای عبدالوهاب، رمان «پسر خدا» به موضوع انسان پرداخته؛ به موضوعاتی مثلِ تبع جنگ برای یک انسان، سرگشتگی انسان، ارتباطات انسانی و هویت و… هنگام نوشتن این رمان توجه شما بیشتر معطوف به کدامیک از این موضوعات بود؟
برای نوع بشر یک مسأله بیشتر نیست و آن هویت است. هر سوال انسان حول همین محور شکل میگیرد. اختیار شاید اساسیترین تفاوت و تمایز انسان با سایر موجودات هستی است. ما باید خودمان را بشناسیم تا بتوانیم تصمیم بگیریم و انتخاب کنیم. اساس فلسفه بر همین مبناست؛ هر چیزی که به روانشناسی ربط دارد. و مکاتب و ایدهها از پاسخهای مختلف و متفاوت به همین سوال شکل گرفته همسرش بشود. اما طول و تفسیر بازگشت یک انسان برای زیر و رو کردن گذشته و پیدا کردن ریشههای هویتش در قالبی کوچک خلاصه نمیشود.
* جنگ همیشه برای نویسندگان موضوع مهمی بوده و هست. پرداختن به موضوع جنگ در آثار دیگر شما هم وجود دارد؟
دوست داشتم یک بار اجتماعینویسی را تجربه کنم اما بدون استفاده از کلیشهها. دوست داشتم رمانی بنویسم که در یک آپارتمان میگذرد اما درباره تمام جهان است. اگر درباره عشق و فقر و جنگ مینویسم، معلول را روایت نکنم. بلکه به علتها بپردازم. فکر میکنم جنگ هنوز در میان ما و نسل ما و آینده جاری خواهد بود. پس من هم نمیتوانم جنگ را به عنوان مسأله انسان ایرانی از آثارم کنار بگذارم.
* و سخن پایانی؟
امیدوارم این رمان مرحمی باشد به زخم سرگشتگی کنونی انسان ایرانی
