گول کت شلوار براقشو نخور!/ نقد «سوره سینما» بر «ابد و یک روز»-۱

ابد و یک روز فیلم ماندگار و عظیمی نیست، و در حد یک فیلم اول قابل توجه باقی می‌ماند، اما دستاوردی را با خود به همراه دارد که فارغ از وجوه ساختاری و محتوایی اثر، در این برهه زمانی از سینمای ایران قابل تحسین است.

ابد و یک روز فیلم ماندگار و عظیمی نیست، و در حد یک فیلم اول قابل توجه باقی می‌ماند، اما دستاوردی را با خود به همراه دارد که فارغ از وجوه ساختاری و محتوایی اثر، در این برهه زمانی از سینمای ایران قابل تحسین است.

سوره سینما _ علی جعفرآبادی: «ابد و یک روز» همانند چند نمونه ی مشابه خود در سینمای دهه اخیر کشور، حالا به وضعیت و مختصاتی دست پیدا کرده است که ابراز هر نقد و نظر و تحلیل پیرامون آن، بسیار سخت و حساس شده و این بیش از هر چیز، به ضرر خود فیلم و درک و دریافت فیلمساز از ظرفیت ها و ابعاد اثریست که راهی پرده کرده است. سخت و حساس از آن بابت که حالا در نقطه ای ایستاده‌ایم که به لطف ژورنالیسم سینمایی بیمار کشور، که اساسً مواجهه با هر پدیده ای را در این ساحت، محدود و منحصر در مرزهای زمین سبد بندی و جناح بندی شده ای تعریف می کند که سالهاست در سینمای کشور فرض کرده، و پدیده “نقد پیش از تماشای فیلم” و پیشفرض های مبتنی بر سبدبندی مذکور از جمله مشهورترین آفات آن محسوب می شود، هر بحث و نظری در مورد ابد و یک روز به عنوان آخرین قربانی این جریان، به معنی الصاق برچسبی بر پیشانی گوینده است که نه اجازه‌ی تحلیل درست را به گوینده و نه اجازه ی درک مناسب نقد را به مخاطب خواهد داد. این نگاشته و امثال آن، فارغ از هر بنیان ذهنی متصور برای صاحب قلم، باید تلاش کند تا در کشاکش این بازی دو سر باخت، فیلم را بر اساس دلایل و استدلال هایی «درون متنی» به بوته نقد گذاشته و نظری به اندازه وسع سواد خود، برای مخاطب طفلکی از همه جا بی خبر سینمادوست ارائه کند.

حقیقت آنست که ابد و یک روز هم همچون نقدهای این دوره زمانی، درست جایی میانه این مرزها ایستاده و نه آنچنان دلربا و مسحور کننده است که بتوان تصور کرد جایی در میان فهرست ماندگاران سینمای ایران برای خود دست و پا کرده و بعد از یکی دو سال، از دام فراموش شدن و به تاریخ پیوستن بگریزد، و نه اثریست در ادامه سیر ساخت آثار تلخ و سیاه شبه اجتماعی جشنواره پسند دهه اخیر، که حاصل جوزدگی فیلمساز پس از تماشای آثار بزرگ اصغر فرهادی و تلاش برای فرهادی شدن باشد. کاری که مثلا ابراهیم ابراهیمیان، به خوبی موفق شده است تا از عهده آن بر بیاید و یکی از فیلمهای پرت و پلا و جو زده جشنواره گذشته، یعنی “عادت نمی کنیم” را بسازد. طبعاً لازم است تا برای هر دو گزاره مطرح شده، دلایلی قانع کننده ارائه کنیم. در توصیف میزان بیش از حد دیده شدن ابد و یک روز، فقط کافیست تصور کنیم که فیلم تازه اصغر فرهادی به جشنواره اخیر فجر می رسید یا یک فیلم بزرگ ( شاید “رگ خواب” حمید نعمت الله) در میان آثار خوب جشنواره به چشم می خورد. بدیهی است که ابد و یک روز صرفاً به یک فیلم اول قابل توجه دلچسب تبدیل می شد، که احتمالاً جایی اواسط تابستان سال آینده به روی پرده می رفت و جمع کثیری برای موفقیت کارگردان جوان خوش آتیه آن ابراز امیدواری می کردند. آن وقت به روال معمول و متعارف سینمای ایران، دیگر از این حجم تعریف عوامل فیلم از جزیی نگری و همه جانبه نگری سعید روستایی در مراحل مختلف ساخت ( که اساساً در سینمای ایران تابع میزان موفقیت فیلم در محافل رسمی است و در صورت شکست فیلم به شکل گارد منفی عوامل نسبت به فیلمساز بروز پیدا می کند) خبری نبود و فیلم به پدیده سال سینمای ایران تبدیل نمی شد. از سوی دیگر ، اصالت ساختاری و محتوایی فیلم، که خود را از هر نمونه ی کلیشه ای مثال زدنی در سینمای سیاه نمای معاصر کشور جدا می کند، و برخی جزییات کاملاً متعارض آن با نمونه های مذکور، فیلم را از دسته و سبد فیلم های جشنواره پسند بی مایه جدا می کند. و طبق معمول هر واکنش ژورنالیستی در این گوشه ی جهان که ما زندگی می کنیم به هر فیلمی، برخوردها با ابد و یک روز هم به گونه ای بود که گویی جمع میان این دو بعد فیلم با یکدیگر از اساس غیر قابل پذیرش و فهم است.

منبع  : سوره سینما

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *