فیلم «ناتور دشت» به سراغ سوژهای میرود که پیشاپیش بار عاطفی و اجتماعی بالایی دارد. دست گذاشتن بر رویدادی که در حافظه عمومی تازه است، جسارت میخواهد؛ چراکه هم خطر شعارزدگی وجود دارد و هم امکان لغزیدن به ورطه ملودرام اغراقآمیز.
جوان آنلاین: در حافظه جمعی جامعه ایران، برخی رخدادها فراتر از حادثهای فردی یا محلی جایگاه پیدا میکنند؛ به نمادهایی بدل میشوند از رنجها و امیدهایی که مردم در لحظات حساس تجربه کردهاند. ماجرای «گمشدن یسنا، دختر بچه ترکمن صحرایی» از همین دست بود؛ حادثهای که نه تنها خانوادهای را به کام اضطراب و دلهره فرو برد، بلکه موجی از همدلی ملی را برانگیخت. در روزهایی که خبرها اغلب با تلخی و شکاف همراه بود، گمشدن یسنا همه ایرانیان را یکصدا کرد؛ رسانهها، مردم عادی، شبکههای اجتماعی و نهادهای مسئول همگی به دنبال سرنخی بودند تا دختربچه کوچک دوباره به آغوش خانواده بازگردد. این رخداد واقعی، نقطه عزیمتی شد برای فیلم «ناتور دشت» ساخته مهدی خردمندان، فیلمی که با حمایت حوزه هنری تولید شد و میکوشد قصهای شخصی را از رهیافت یک تجربه اجتماعی بازنمایی کند.
بازآفرینی یک حادثه واقعی
فیلم «ناتور دشت» به سراغ سوژهای میرود که پیشاپیش بار عاطفی و اجتماعی بالایی دارد. دست گذاشتن بر رویدادی که در حافظه عمومی تازه است، جسارت میخواهد؛ چراکه هم خطر شعارزدگی وجود دارد و هم امکان لغزیدن به ورطه ملودرام اغراقآمیز. خردمندان با هوشمندی تلاش کرده از این دامها فاصله بگیرد. او به جای تمرکز صرف بر رنج خانواده یا جنبه تراژیک ماجرا، روایت خود را بر همبستگی اجتماعی بنا میکند: اینکه چگونه ناپدیدشدن یک کودک در منطقهای دورافتاده، مرزهای جغرافیایی، قومی و زبانی را درنوردید و ایرانیان را به یک صدا بدل ساخت.
فیلم البته صرفاً بازسازی خطی ماجرا نیست. بیشتر از آنکه یک مستند داستانی باشد، یک درام اجتماعی است که با استفاده از عناصر سینمایی ـ قاببندیهای دقیق، ریتم حسابشده و موسیقی همراه ـ تلاش دارد تجربهای احساسی برای تماشاگر بسازد. کارگردان بهخوبی میداند مخاطب پیشاپیش پایان ماجرا را میداند (پیدا شدن یسنا)، بنابراین تعلیق فیلم نه در «چه اتفاقی خواهد افتاد»، بلکه در «چگونه این تجربه جمعی شکل گرفت» است.
